
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (1)
موضوعات این درس: * بررسی قائل عبارت «لاضرر و لاضرار» در روایت حق شفعه و روایت منع فضل ماء * نظر شیخالشریعه مبنی بر افزودن «لاضرر» در ذیل روایت شفعه و منع فضل ماء، از جانب راوی * نقد کلام شیخالشریعه اصفهانی * هدف اصلی شیخالشریعه از مخالفت با تذییل روایت حق شفعه منع فضل ماء به «لاضرر» * بررسی وثاقت محمد بن عبدالله بن هلال در سند روایت شفعه و منع فضل ماء * دلالت إکثار روایات اجلّاء از فردی برای توثیق آن فرد * بررسی وثاقت عقبه بن خالد در سند روایت شفعه و منع فضل ماء
بررسی «لاضرر» در حدیث شفعه و منع فضل ماء (1)
5آن وقت محمد بن حسین بن ابی الخطاب که او را از اجلاء مشایخ طبقۀ سابعه میشمارند این بیاید همینطوری از یک کسی روایتی را نقل بکند آخر؟! آن وقت این همه روایت!! یعنی جزو مشایخش باشد! یعنی پیش کسی که مثلاً، پیشش میرفته، مراجعه میکرده، اگر ببیند این آدم ...، ولش میکند، اصلاً من هم ، ما که حالا نه به آن مقامات هستیم، من الآن اگر یک همچنین اشخاصی را ببینیم که اینها در نقل خیلی چیز هستند اصلاً گوش نمیدهم، گوش نمیدهم، تا ذهنم را بیایم بیخود مشغول بکنم، یا اگر گوش بدهم نمیآیم ثبت بکنم که این بعداً باعث اشکال بشود، یا اگر ثبت کردم اقلاً مینویسم من نسبت به این شخص شبهه دارم، یک همچنین حرفی هم در این کتب نیست، اصلاً اینها را لحاظ نمیکنند، خب، اگر این پیشش فرد موثقی نبود، در ذیل این روایت مینوشت که این روایت را من از محمد بن عبداللَه بن هلال نقل میکنم و ایشان پیش من خیلی فرد موثوقٌ به نیست، خب، این، این همه روایت آمده نقل کرده، [ولی همچنین مطلبی را هم در ذیل روایت بیان نکرده است ] خب حتماً فرد ثقهای هست. این موضوع را اصلاً توجه نمیکنند، یعنی یک قرائنی را که باید به آن توجه کنند، نمیکنند، آن وقت یک چیزهای نیش غولی که اصلاً نه در دارد و نه پیکر، همان را میگیرند بادش میکنند و یک بدبختی را میزنند به دیوار، خب این یکی علاوه بر اینکه کشی هم از ایشان تعریف کرده.
میآئیم سراغ عقبة بن خالد، عقبة بن خالد، هم کشی از او مدح کرده و هم از امام صادق علیه السلام روایاتی در مدح و دعای او آمده و کسانی که از عقبة بن خالد غیر از ایشان نقل میکنند آنها هم افراد یکی و دو تائی نیستند پس بنابر این ما نمیتوانیم عقبة بن خالد را فرد ضعیفی به حساب بیاوریم روایت عقبة بن خالد از نظر ما صحیح و موثوقٌ به میشود وقتی که صحیح شد با آن بیانی که، این روایات شفعه در لاضرر و لاضرار، نه تنها ظهور دارد، بلکه میتوانیم بگوئیم که صریح در این است که عقبة بن خالد، لاضرر و لاضرار را از امام نقل کرده، حالا امام از پیغمبر نقل کرده یا نکرده آن دیگر مربوط به خودش است، ما به آن کاری نداریم، حالا یا پیغمبر لاضرر را فرموده یا نفرموده، خود امام بگوید کفایت میکند، پس بنابر این این روایات هم، همه صحیح میشود.
