
روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (2)
موضوعات این درس: * روایات عامه در قضیۀ سمرة بن جندب * سایر روایات شامل عبارت «لاضرر و لاضرار» * روایت لاضرر در حق شفعه * روایت لاضرر در نهی از منع فضل ماء * روایت لاضرر در أقضیة النبی صلّی الله علیه و آله و سلم از طریق عامه و شیعه * بررسی نظر شیخالشریعه اصفهانی دربارۀ عبارت «لاضرر» در أقضیة النبی * نقد کلام شیخالشریعه
روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (2)
5مرحوم شیخ الشّریعۀ اصفهانی، که الآن این کتاب که در دست من است همین کتاب ایشان است، رسالۀ ایشان است، ایشان در اینجا آمدند یک مطلبی را فرمودند همانطوری که خودشان هم استبعاد کردند در تلّقی این مسأله، واقعاً هم همینطور است، ایشان آمدند در اینجا فرمودند که اصلاً این روایاتی که از باب شفعه و فلان و این حرفها است، این روایات اصلش همان روایت عبادة بن صامت است و عبادة بن صامت تمام این اقضیۀ پیغمبر را، هر کدام را جدا جدا و تکه تکه نقل کردند، پیغمبردر فلان جا فلان حکم را کردند، حکم به لاضرر و لاضرار، حالا اگر این لاضرر و لاضرار در شفعه بود و در فضل ماء بود خب چرا عبادة بن صامت نیامد در ذیل آنها این کلام را بیاورد؟
مثلاً پیغمبر قضی بالشفعة بین الأرضین و المساکین، شفعه مثلاً حق کیست؟ حق آن صاحب مشاع است. در یک روایتی هم داریم در باب شفعه، قضی رسول اللَه شفعه ... و لاضرر و لاضرار، آن وقت یک روایتی داریم که اذا عُرَّفَت العُرفَ فلا شُفعة، این شفعه تا جایی است که علامات نصب نشود و تقسیم نشود آن زمین، اگر آمدند علامت گذاشتند، آقا این یک جریب مال فلانی، یک علامت هم گذاشتند، این یک جریب هم مال فلانی، دیگر در آنجا اگر شخصی آمد جریب خودش را فروخت دیگر در آنجا شفعه نیست، شفعه در آنجایی است که مشاع است وقتی که تقسیم کردند دیگر از اشتراک میرود بیرون دیگر، هر کسی سهم خودش را برمیدارد. واینجا شارع برای خاطر عدم ضرر آمده اخذ به شفعه را یکی از حقوق برای آن شرکاء قرار داده، عُرَّفَت تعریفا یعنی علامت گذاشتن تقسیم کردن، حد نصب کردن، حدةالحدود.
در اینجا مسألهای که به ذهن میرسد این است که اگر در این اقضیۀ پیغمبر جملۀ لاضرر و لاضرار باشد، عبادة بن صامت باید بیاید در ذیل حدیث قضاء شفعه و قضاء به فضل ماء این لاضرر را بیان کند نه اینکه بیاید به عنوان یک جملۀ مستقل بیان کند. بگوید پیغمبر قضا کرد در اینجا اینجور، در جریب اینجور، در شفعه اینجور، در فضل ماء اینجور و همینطور قضا کرد که لاضرر و لاضرار، خب معلوم میشود که در لاضرر و لاضرار یک قضیۀ جداست، قضیه مربوط به سمرة بن جندب است.
