
روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (2)
موضوعات این درس: * روایات عامه در قضیۀ سمرة بن جندب * سایر روایات شامل عبارت «لاضرر و لاضرار» * روایت لاضرر در حق شفعه * روایت لاضرر در نهی از منع فضل ماء * روایت لاضرر در أقضیة النبی صلّی الله علیه و آله و سلم از طریق عامه و شیعه * بررسی نظر شیخالشریعه اصفهانی دربارۀ عبارت «لاضرر» در أقضیة النبی * نقد کلام شیخالشریعه
روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (2)
2فرض کنید اگر یک شخصی من باب مثال از باب اضرار بخواهد اینکار را بکند و یک مال بیشتری را بخواهد بذل بکند آیا در این اینجا این معامله صحیح است یا صحیح نیست؟ یا این شخصی که أخذ به شفعه میکند بر چه اساسی باید اخذ به شفعه بکند؟ اینها دیگر از فروعات مسأله است. ولی آنچه که هست این است که در اینجا دارد و قال لاضرر و لاضرار، در اینجا امام صادق علیه السلام لاضرر و لاضرار را نسبت میدهند به پیغمبر در اخذ به شفعه، قضی رسول اللَه فی الشفعة بین الشرکاء و فلان و قال لاضرر و لاضرار.
این یک روایت است البته در این روایت خدشه شده به دو نفر، یکی محمد بن عبداللَه بن هلال است که توثیق نشده، با اینکه از مشایخ است و در طریق کامل الزیارات است ولی در عین حال میگویند توثیق نشده البته حالا بحث راجع به محمد بن عبداللَه بن هلال را ما انشاء اللَه یا فردا یا پس فردا میآئیم بحثش را میکنیم همینطور راجع به عقبة بن خالد، در عقبة بن خالد هم که طبقۀ اُولی از روات است توثیقی نشده گرچه بعضیها فی الجمله توثیقی کردند مثل کشّی. ولی آنطور که باید و شاید نشده لذا این روایت را بعضیها از روایات ضعاف میشمارند به این دو نفری که در اینجا ذکر شد.
روایت دومی که در اینجا مطرح است روایتی است از محمد بن عبداللَه باز از عقبة بن خالد عن ابی عبداللَه علیه السلام قال: قضی رسول اللَه بین اهل البادیة أنّه لا یُمنع فَضلُ ماء لیُمنَعَ به فضل کلآء و قال لاضرر و لاضرار. پیغمبر بین اهل بادیه اینطور حکم کردند که شما از آب منع نکنید تا اینکه از چرا منع بشود. به خاطر اینکه در بادیه این طور بود که هر قبیلهای میآمدند یک چاهی داشتند و از این چاه استفاده میکردند و آن افرادی که دارای مواشی بودند در آن حول و حوش، اینها رعی میکردند در مواشیشان، و اینها خب بعد از رعی نیاز به آب داشتند، چهارپایانشان بعد از چرا میآمدند آب میخوردند و اینها ممانعت میکردند و از آنها میخواستند پول بگیرند و اینها، پیغمبر فرمودند که شما ممانعت از زیادی آب نکنید شما که حالا چاهتان آب دارد، مواشی خودتان را آب میدهید، خودتان از آب استفاده می کنید، زراعتتان را آب میدهید، حالا اگر گلهای هم آمد به آن آب بدهید، چرا دیگر بخواهید منع کنیدتا اینکه از چریدن، اینها منع بشوند.
