
روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (2)
موضوعات این درس: * روایات عامه در قضیۀ سمرة بن جندب * سایر روایات شامل عبارت «لاضرر و لاضرار» * روایت لاضرر در حق شفعه * روایت لاضرر در نهی از منع فضل ماء * روایت لاضرر در أقضیة النبی صلّی الله علیه و آله و سلم از طریق عامه و شیعه * بررسی نظر شیخالشریعه اصفهانی دربارۀ عبارت «لاضرر» در أقضیة النبی * نقد کلام شیخالشریعه
روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (2)
8بناءً علیهذا جملۀ لاضرر و لاضرار در کلام امام صادق حکایت از یک قضایی میکند که آن قضا ربطی به شفعه ندارد ولی ایشان از آن قضا، استفادۀ شفعه دراینجا میکند ولی در هر حال صحبت در این است، بالاخره چه لاضرر، کلام پیغمبر باشد یا کلام امام باشد، ما میخواهیم در این مَنصّه...، ایشان برای اینکه این مسأله را بردارد آمده لاضرری را که راوی آمده از امام نقل کرده، آن لاضرر را به خود راوی چسبانده، گفته راوی از خودش اضافه کرده، وقتی که راوی از خودش اضافه کرده به سلیقۀ خودش پس بنابر این کلام امام صادق مذیّل به لاضرر نیست، خود راوی آمده گفته است پس بنابر این، حکم، از باب نهی تحریمی اثبات میشود، امّا حکم وضعی دیگر اثبات نمیشود، این، این شُبههای بود که ایشان کردند و اما دلیل خیلی واضحش این است که شما به چه دلیلی میآئید یک کلامی را که از امام صادق راوی نقل کرده شما این را میگوئید راوی از خودش اضافه کرده؟!
حالا عبارتی که ایشان دارند من در اینجا میخوانم تا اینکه ببینید ایشان خودش هم متوجه این قضیه بوده، انّ الراجح فی نظری القاصر ارادة النهی التکلیفی من حدیث الضّرر، این نهی تکلیفی دارد وضعی ندارد و ؟ عند البحث عنه فی اوقات المختلفه ارادة النهی تکلیفا؟، من قبلاً هم نهی تکلیفی را از او میفهمیدم، الا انّه یثبتنی من الجزم به، مرا باز میداشت از جزم به اینکه روایت، دلالت بر نهی تحریمی میکند، نهی تکلیفی میکند؟ إنَّ اللفظ واحد، در حدیث شفعه لاضرر و لاضرار دلالت بر حرمت وضعی میکند در حدیث منع فضل ماء دلالت بر حرمت تکلیفی میکند در حالتی که لفظ، لفظ واحد است، سیاق، سیاق واحد است، و لا مجال لإرادة ماعدا الحکم الوضعی فی حدیث الشفعة، مجالی برای اینکه حکم وضعی را قضد نکند نیست و حکم تحریم تکلیفی را در حدیث فضل ماء قصد نکند نیست یعنی آن دلالت بر وضعی میکند، در فضل ماء فقط دلالت بر حرمت تکلیفی میکند ولی اگر اینها هم نپرداختند اینها مانع شدند از آب، اینها مواشیشان هم مردند اینها مقارن نیستند نسبت به آب، بناءً علی ما اشتهر عند الفرقین من حمل النهی علی التنّزیه فکنت اتشبث ببعض الامور فی دفع الاشکال، خلاصه ما دنبال این در آمدیم که این اشکال را حل کنیم و یک جوری حکم وضعی را از لا ضرر برداریم و فقط دال بر حرمت تکلیفی بکنیم. ؟و تبیّن عندی أن حدیث الشفعة و النافی عن منع الفضل لم یکونا حال الصدور من النّبی مزیّلا بالضرر، این حدیث شفعه و فضل ماء در زمان صدور از پیغمبر، مذیّل به لا ضرر نبودند و أنّ الجمع بینهما و بینه جمعاً من الراوی بین الرّوایتین الصّادرتین ؟ طریقین مختلفین، جمع بین این دو تا، این جمع از راوی است، که راوی آمده جمع کرده، راوی کیست؟ عقبة بن خالد، عقبة بن خالد که از امام صادق این روایت را نقل کرده، خود عقبه آمده از خودش لا ضرر را اضافه کرده در این دو تا و این دلیلش را که ما در روایت عبادة بن صامت نداریم که لا ضرر چسبیده باشد به آن حدیث شفعه و اینها، و هذا المعنی _خود ایشان میدانستند که چه کاری کردهاند_ و إن کان دعوی عظیماً و امراً یثقل تحمّله علی کثیرین و یأبی عن تصدیقه کثیر من؟ من جزم دارم، بالاخره من جزم دارم، کاریش نمیتوانم بکنم من جزم دارم که راوی از خودش اضافه کرده !! حالااز کجا جزم داری ؟! این را دیگرحلال زاده میداند!
