اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روایات قضیۀ سَمرة بن جُندب

0
قواعد فقهیه

موضوعات این درس: * بررسی روایات عبدالله بن بکیر در طریق شیخ صدوق * بررسی روایات عبدالله بن بکیر در طریق کافی * بررسی روایات عبدالله بن بکیر در طریق تهذیب و مقایسه آن با نقل کافی * تصحیف عبارت کافی در نسخۀ تهذیب * وحدت روایت کافی و تهذیب * بررسی روایت عبدالله بن مسکان * تأیید اخبار مرسل به‌واسطۀ وجود خبر صحیح * بررسی روایت شیخ صدوق در لاضرر * اثبات عبارت «مُضارّ» به‌وسیلۀ ضمیمۀ روایات به یکدیگر * نتیجه بحث در اثبات قضیۀ سمرة بن جندب

نسخه عربی

بررسی روایات قضیۀ سَمرة بن جُندب

5
  • تا اینجا، این سه تا طریق، طریقی بود که در آن قاعدۀ لاضرر و لاضرار است.

  • بعد یک روایتی هم در فقیه نقل می‌کند که آن روایت در فقیه در جلد ٣ ص ٥٩ باب حکم الحریم است، در آنجا یک روایتی را نقل می‌کند، عن ابیه عن محمد بن موسی بن متوکل که محمد بن موسی بن متوکل از مشایخ پدر صدوق بوده و بسیار مرد ثقه‌ای بوده از مشایخ مباشر هم بوده نه اینکه بالواسطه و خیلی هم...، گرچه بعضی‌ها هم آمدند و ادعای یک چیزی کردند ولی خب خالی از وجه است، مرد بزرگی بوده، ثقه بوده، عن علی بن حسین سعد آبادی که ایشان هم همینطور، عن احمد بن محمد بن خالد برقی، عن ابیه عن حسن بن زیاد صیقل عن ابی عبیدۀ حذّاء.

  • مطلبی که در اینجاست فقط در حسن بن زیاد صیقل است که این یک شخصی است که توثیق نشده و این یک روایت است. ولی ابی عبیدۀ حذاء، شخص موثقی است. قال انّک رجلٌ مضار، در این روایت لاضرر و لاضرار نداریم، فقط آن تکۀ اول را داریم انّک رجلٌ مضار است ، روی الحسن الصیقل عن ابی عبیده الحذّاء قال ابوجعفر علیه السلام کان...تا می‌آید اینکه ثمَّ قال رسول اللَه صلی اللَه یسرک ان یکونَ لک عذق فی الجنة بنخلة، قال لا، قال لک ما اراک یا سمره الّا مضاراً، اذهب یا فلان فضرب بها وجهه ما اراک یا سمره الا مضاراً، از ضمیمۀ این مضار به ضمیمۀ آن مرسلۀ برقی که در آن هم مضار بود و در این طریق که ربطی به آن ندارد، در آن هم مضار بود چون این طریق، طریق ابوعبیده حذّاء است آن طریق، طریق عبداللَه بن مسکان است، از انضمام این دو تأئید می‌شود بر این که انّک رجلٌ مضار یا ما اراک یا سمره الا مضاراً، این هم در روایت بوده چون این مضار در هر دو طریق آمده و این هم اشکالی ندارد بر اینکه حذف بشود، انشاء اللَه در بحث تعارض بین زیاده و نقیصه در آنجا می‌آییم مسأله مطرح می‌کنیم که دأب روات، آنچه که داعی بر آن داشتند، این است که معنای روایت را بیان کنند به نحوی که خللی در آن معنا پیدا نشود، اما اینکه تحفظ بر الفاظ روایت داشته باشند یک همچنین چیزی در دأب آنها نبوده، بنابر این با وجود انّک رجلٌ مضار هم مطلب ثابت می‌شود، پیغمبر فرمودند ما اراک یا سَمُره الا مضاراً اذهب یا انصاری فاقطع نخلة.