
بررسی روایات قضیۀ سَمرة بن جُندب
موضوعات این درس: * بررسی روایات عبدالله بن بکیر در طریق شیخ صدوق * بررسی روایات عبدالله بن بکیر در طریق کافی * بررسی روایات عبدالله بن بکیر در طریق تهذیب و مقایسه آن با نقل کافی * تصحیف عبارت کافی در نسخۀ تهذیب * وحدت روایت کافی و تهذیب * بررسی روایت عبدالله بن مسکان * تأیید اخبار مرسل بهواسطۀ وجود خبر صحیح * بررسی روایت شیخ صدوق در لاضرر * اثبات عبارت «مُضارّ» بهوسیلۀ ضمیمۀ روایات به یکدیگر * نتیجه بحث در اثبات قضیۀ سمرة بن جندب
بررسی روایات قضیۀ سَمرة بن جُندب
3این هم میشود روایت دوّم. در این دو تا چون عبداللَه بن بکیر، راوی است در اینجا لاضرر و لاضرار تنها آمده، حالا یا عبداللَه بن بکیر همانطور که عرض کردم در مجلس واحد این روایت را مطرح کرده و یکی محمد بن خالد شنیده و دیگری حسن بن علی فضال شنیده، یعنی هر دو در مجلس بودند و هر دو به لاضرر و لاضرار آمدند نقل کردند و این تأیید میکند، عبداللَه بن بکیر، این لاضرر و لاضرار تنهایی، این خودش یک قدری محکم میشود وضعش، این هم یک روایت.
میماند یک روایت دیگر که آن روایت را کلینی نقل میکند با یک سند دیگر از علی بن محمد بن بندار، احمد بن ابی عبداللَه برقی از پدرش عن بعض اصحابنا عن عبداللَه بن مسکان،عن زراره که این روایت یک قدری مفصل تر است و شرحش بیشتر است و میرسد به اینجا که پیغمبر میفرماید، انّک رجلٌ مضار و لاضرر و لاضرار علی مومن، این اضافه دارد، انّک رجلٌ مضار را و یک علی مؤمن هم بر لاضرر و لاضرار اضافه دارد.
نکتهای که در این جا به نظر میرسد یکی علی بن محمد بن بندار است که تضعیف شده ولی بعضیها توثیق کردند این علی بن محمد بندار را همچون وحید بهبهانی، ایشان را نجاشی قائل است به اینکه این فرد ثقهای بوده و علی بن محمد بندار، علی بن محمد بن ابی القاسم بود این البندار لقب ابی القاسم بوده نه لقب علی بن محمد بوده پس بنابر این مورد وثاقت نجاشی هست و از این نقطه نظر وثوق است. ولی در اینجا محمد بن خالد برقی نقل میکند از یک فرد غیر مذکور، یعنی سند بعد از پدر برقی، سندِ مرسل میشود، او از عبداللَه بن مسکان نقل میکند لذا این روایت ما در اینجا روایت مرسل میشود.
ولی یک مطلبی هست در اینجا و آن مطلب این است_ البته خب این مطلب را در جایی تذکر ندادند_ وقتی که محمد بن خالد برقی ایشان نقل میکند در آن سند قبل، از عبداللَه بن بکیر، پس معلوم میشود همین محمد بن خالد برقی که از بعضی از اصحاب هم نقل میکند، آن بعضی از اصحاب هم همانهایی بودند که خودشان از ابن بکیر شنیدند یعنی هم محمد بن خالد از عبداللَه بن بکیر نقل میکند بلا واسطه و هم اینکه او از یکی از اصحابی نقل میکند که از او شنیده، میگوید من از او هم شنیدم که او هم نقل کرده. این دلیل میشود بر اینکه محمد بن خالد دارد میگوید که این قضیه از دو نفر، از امام نقل شده، آن خودش از عبداللَه بن بکیر بلا واسطه نقل میکند، بعد از عبداللَه بن مسکان به واسطه نقل میکند و این دلیل بر این است که این میخواهد بگوید که من غیر از اینکه خودم از عبداللَه بن بکیر شنیدم از عبداللَه بن مسکان هم به یک واسطه شنیدم.
