اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (1)

0
قواعد فقهیه

موضوعات این درس: * روایت اول از کافی به نقل از عبدالله بن بکیر و بررسی سند روایی آن * روایت دوم از کافی به نقل از عبدالله بن مسکان * عدم تأثیر تفاوت نقل عبدالله بن مسکان و عبدالله بن بکیر در اثبات اصل قاعدۀ لاضرر * بررسی دلایل مفصل‌تر بودن روایت ابن مسکان نسبت به روایت ابن بکیر * روایت سوم از من لا یحضره الفقیه به نقل از أبی‌عبیدة الحذاء * عدم وجود قید «فی الإسلام» در ذیل احادیث لاضرر در مجامع حدیثی معتبر خاصه و عامه * روایت چهارم از من لا یحضره الفقیه به نقل از عبدالله بن بکیر * مقایسه روایت عبدالله بن بکیر در کافی و فقیه * ثبوت عبارت «لاضرر و لاضرار» با طریق صحیح

نسخه عربی

روایات مشتمل بر عبارت «لاضرر» (1)

4
  • بناء علیهذا ثمره‌ای که بر این مسأله مترتب می‌شود این است که اگر ما روایاتی داشته باشیم که این روایات از عامه نقل شده، و وثاقت این روایات مُحرز شده باشد باید بپذیریم ولو اینکه ازعامه باشد، اگر ما فتوای مشهوری را در زمان ائمه علیهم السلام ببینیم که مردم عمل می‌کردند و در این مورد از ائمه روایتی نیامده باشد این فتوا قطعاً مورد نظر امام بوده و این حکم مورد تأئید امام بوده.

  • حالا اگر ما روایتی را صحیحاً از امام علیه السلام داشته باشیم مانند روایت عبدالله بن بکیردر مورد لا ضرر، بعد از آن طرف روایات عدید‌ه‌ای هم از اهل تسنن دربارۀ این قاعده داشته باشیم که اهل تسنن این روایت را از پیغمبر اکرم نقل می‌کنند، این روایت صحیحۀ ما می‌شود محفوف به قرائنی که آن قرائن عبارت است از تکثر روایاتی که از عامه است، قطعاً آنهایی که از پیغمبر اکرم نقل می‌کنند از امام صادق نقل نکردند یعنی در سلسلۀ سند، امام صادق نیست، امام باقر نیست امیرالمؤمنین نیست، در سلسلۀ سند آنها من باب مثال می‌رسد به ابن عباس، این صحت روایت بخصوصه مسنداً از امام صادق، دلیل می‌شود بر اینکه سایر روایاتی که عامه نقل می‌کنند از پیغمبر، آن روایتها درست است، چون این روایت را امام صادق نقل کرده، حکایت می‌کندکه پیغمبر این مطلب را فرموده، پس اهل تسنّنی که آنها هم این را از پیغمبر نقل می‌کنند [پس آن را درست نقل می‌کنند.] به ضمیمۀ آن روایاتی که اهل تسنن از پیغمبر نقل می‌کنند روایت امام صادق می‌شود متواتر.

  • پس بنابر این آنچه که ما در اینجا در مقامش هستیم این است که اگر روایت امام صادق علیه السلام مرسل بود، جا، جای صحبت بود، خب روایاتی که شیعه بیان می‌کند مرسل است، روایاتی هم که اهل سنت بیان می‌کنند آن هم محفوف به قرائن نیست، ظن غالب بر ثبوت این قاعده، میرود، اما دیگر انسان علم ندارد، اما اگر آمدیم در این ناحیه مطلب را تمام کردیم که از امام صادق علیه السلام روایت صحیح آمده (واین مطلب خیلی مهم است ها! این مطلب در فقه خیلی به درد می‌خورد و از این نکته متأسفانه غَفلت شده است) اگر آمدیم در این طرف، مسأله را محکم کردیم، یک روایت پیدا کردیم که مسنداً از یکی از ائمه است، حجّت می‌آید این روایت را می‌گوید، می‌آئیم این طرف قضیه، می‌بینیم این طرف قضیه از عامه روایات مستفیضه‌ای، یا اینکه بگوئیم متواتری، آمده به همین مضمون و به همین معنا، تصحیح روایت مسند از امام صادق علیه السلام موجب می‌شود که آن روایات دیگر را تصحیح کنیم، آنها را که تصحیح کردیم، به ضمیمۀ اینها می‌توانیم ادعای استفاضه یا تواتر کنیم.