اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی سندی دستۀ اول روایات قاعدۀ لاضرر

0
قواعد فقهیه

موضوعات این درس: * روایات قاعدۀ لاضرر * دستۀ اول روایات قاعدۀ لاضرر: قضیۀ سَمرة بن جندب * ادعای تواتر فخرالمحققین در اثبات قاعدۀ لاضرر به واسطۀ انضمام روایات امامیه و عامه * کیفیت نظارت روایات امامیه بر روایات عامه * قبول روایات ثقات عامه * تصحیح روایات عامه به‌واسطۀ روایت صحیح شیعه * اعتبار وثاقت راوی

نسخه عربی

بررسی سندی دستۀ اول روایات قاعدۀ لاضرر

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • بحث در قاعدۀ لاضرر است، روایاتی که آقایان برای اثبات قاعدۀ لاضرر آوردند روایاتی است که در آن لفظ لاضرر مطرح شده است، در بعضی از روایات لاضرر و لاضرار فی الاسلام است، در بعضی از آنها لاضرر و لاضرار علی مومن است در بعضی لاضرر و لاضرار است، در بعضی از آنها لاضرر است و در بعضی از آنها هم لفظ مُضارّ هست، اما خود لاضرر و لاضرار نیامده، اینطور به نظر می‌رسد که برای اثبات این قاعده فقط به روایات و ادلّه‌ای رجوع کردند که این لفظ به این عبارت، و این کلام به این خصوصیت در آنها ذکر شده.

  • ولی صحبت ما در این است که آیا ما برای اثبات این قاعده فقط به این روایات باید اکتفا کنیم یا اینکه سایر ادله و روایاتی که در این باب آمده (ولو به فحوی و مفهوم این قاعدۀ لاضرر و لاضرار به عبارات دیگر) برای اثبات این قاعده کافی است؟

  • چند دسته از روایات در این زمینه آمده، یکی از آن دسته‌ها قضیه‌ای که مربوط به سمرة بن جندب است و قضیه‌اش معروف است و پیغمبر اکرم دستور دادند که آن عذق که عبارت از آن نخلۀ خرما است را بکَنند و در جلویش بیندازند و به این وسیله باعث از بین رفتن آن نخله بشوند و این مطلب بعدها مورد استفادۀ ما قرار می‌گیرد که فقط ضرر متوجه یک محدودۀ خاصی نیست بلکه برای دفع آن، به آن مقداری که دفع ضرر بشود، می‌شود اقدام کرد.

  • مرحوم فخر المحققین در اثبات این قاعده ادعای تواتر کرده و مرحوم شیخ هم از قول او این تواتر را پذیرفته. در حالی که قاعدۀ لا ضرر، آنچه که در لسان امامیه آمده، سه مورد است که یکی از آن موارد، قضیۀ سمرة بن جُندب است و سه روایت در این زمینه هست که در موارد مختلف است، در قضیۀ سمره و در سایر قضایای دیگر که بعضی از آنها مراسیل هستند و در سند این روایات بعضی از افراد ضعاف یا حداقل مجهول الهویه به چشم می‌خورند.