
جلسه ۴۳۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول: مانعيّة الاضطرار إلى بعض الأطراف عن فعليّة الحكم المعلوم
جلسه ۴۳۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول: مانعيّة الاضطرار إلى بعض الأطراف عن فعليّة الحكم المعلوم
جلسه ۴۳۹
7پس وقتی شارع میگوید: لا تَشرب الخمر یعنی لا تَشرب الخمر الموجود فی الخارج نه لا تَشرب الخمر الغیر الموجود یا لا تَشرب الخمر فی عالم الماهیة، لا تَشرب الخمر فی عالم الطبیعة اینها مباحث ماهیات و مباحث كلیات عقلی و كلیات منطقی است و ارتباطی به احكام شرعی ندارد! شرع از آنجایی كه با فعل مكلف ارتباط دارد پس احكامش روی موضوعات خارجی رفته است كه مربوط به فعل مكلف است. پس این نهی لا تَشرب الخمر روی خمر بِما أنّه موجودٌ فی الخارج، بِما أنّه یوجد فی الخارج رفته است. پس وقتی خمر موجود فی الخارج مشخصاً محقق شد در آن موقع لا تَشرب الخمر شامل حال مكلف خواهد شد و برای او تنجّز پیدا خواهد كرد. پس اگر برای مكلف موضوعی نباشد پس اصلاً تنجّز تكلیف هم معنا ندارد اینكه ما حتماً مراتب تكلیف را به چهار مرتبه تقسیم میكنیم و مرتبۀ تنجّز را جدای از مرتبۀ فعلیت میدانیم برای همین است كه وجود خارجی موضوع برای تنجّز تكلیف شرط است، قدرت بر اتیان به تكلیف یا عدم قدرت بحث مربوط به فعلیت است نه بحث مربوط به تنجّز!
شرط برای تنجّز تکلیف
شرط برای تنجّز عبارت از وجود موضوع در خارج است پس اگر شما به كرۀ ماه رفتید ...، گفت:
بودم آن روز در این میکده از دردكشان *** كه نه از تاك نشان بود نه از تاکنشان1 در کرۀ ماه نه اصلاً از تاك خبری هست و نه از تاكنشان! آیا در آنجا حرمت خمر برای شما هست؟! نه، اصلاً تنجّز ندارد چون اصلاً حكم لغو است، بله در عالم انشاء حرام است اما این شامل مای مكلف نمیشود همانطوری که برای غیر مكلف حرمت خمر در عالم انشاء و در عالم ملاكات هست و ارتباطی به مكلف و غیر مكلف ندارد حتی برای طفل رضیع هم حرمت خمر در عالم ملاكات هست ولی به طفل رضیع حرمت خمر تعلق نمیگیرد! چون اصلاً برای او معنا ندارد و اصلاً زمینه و استعداد برای تعلق تكلیف نیست تااینكه حالا تكلیف منجّز باشد یا فعلیت!
- . دیوان جامی، غزل 724.
