
جلسه ۴۳۸
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۸
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 19ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۸
3آن كسی كه خمر در مقابل او نیست قدرت ندارد نهاینكه نهی شامل او نمیشود، قدرت بر فعلیت و قدرت بر تحقق ندارد و بناءًعلیٰهذا خود نهی لا تَشرب به علم اجمالی خودش، مطلق است پس دیگر واجب مشروط نخواهد بود. واجب مطلق هم فی أیّ حالٍ واجبٌ سواءٌ كان أحد الطرفین مبتلیٰ بالاضطرار أو لا یُبتَلیٰ بِه. پس بعد از طروّ اضطرار فَقْد شرط و خروج أحد الطرفین از تحت علم اجمالی نیست زیرا تكلیف ما تكلیف مطلق است و وقتی تكلیف مطلق شد به استصحاب بقاء تكلیف سابق، حكم به احتیاط بعد از طروّ اضطرار خواهد شد. این دلیل مرحوم آخوند بود.
مرحوم كمپانی در اینجا به این نكته اشاره میكنند و میفرمایند که فَقْد مكلفٌ به چند قسم است:
قسم اول اینكه مكلفٌ به موجود است یعنی موضوع در خارج موجود است الاّ اینكه قدرت و قوت در انبعاث عضلات وجود ندارد. فرض كنید که شخص عاجز و فلج است و خمر خارجی هست منتها این فلج است و نمیتواند برود و بردارد والاّ دلش هم میخواهد و مایل هم هست که برود و بردارد، این دیگر در اینصورت قدرت بر اتیان به تكلیف ندارد. همه قائل هستند بر اینكه قدرت بر تكلیف شرط برای تكلیف است یعنی هر تكلیفی مشروط به قدرت است چرا كه خود مرحوم كمپانی هم این مطلب را ذكر كرده است البته ما در اینجا نظر داشتیم و مطلب داشتیم علیٰكلّحال بنا بر همین مسئله، [در واقع در این قسم عدمِ] قدرت بر تكلیف بهواسطۀ عدم قدرت در عضلات است، و بهواسطۀ آن موانعی كه در اراده [وجود دارد] نیست و در تحقق فعل اراده تام است الاّ اینكه بهواسطۀ فلج و مرضی از این مسئله عاجز است.
قسم دوم اینكه قدرت در عضلات هم موجود است و اراده هم تام است ولی مانعی وجود دارد فرض كنید که بین انسان و بین این شیء حاجزی قرار میدهند [مثلاً] در كمد میگذارند و در آن را قفل میكنند. اراده برای شرب خمر تامّ است و قدرت در عضلات و انبعاث عضلات هم هست یعنی دست قادر بر آن است الاّ اینكه مانع وجود دارد.
