
جلسه ۴۳۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۷
5حالا خدا رحم كرده است که اینها فیلسوف نشدند والاّ معلوم نبود که این خلقالله را چه ترتیبی میدادند! تو را خدا نگاه كنید [میگویند که] تكلیف به چیزهای متعدده تعلق میگیرد! اصلاً آدم میخندد! مثل اینکه خیلی به اینها خوش میگذشته است و خیلی سردماغ بودند و با یك حلیلۀ جملیهای همصحبت بودند و حال و هوایی پیدا كردند و گفتند که حالا فرعی هم مطرح كنیم! باید دید این مطالبی كه نوشتند چه وقتی بوده است که نوشتند، در وقت فراغت و سرِ كیفی و نشاط و اینها بوده است یا دیگر حوصله [نداشتند] و از درس برگشته بودند و سرشان شلوغ و فلان بوده است و با دو نفر هم دعوا كرده بودند و خدا نكند كه دیگر کفگیر و ملاقهای هم در منزل حوالهشان شده بود، دیگر آن موقع چیزی نمینویسند! ولی اینكه سر كیف و سردماغ هستند معلوم بوده است که یك علت خارجی بوده و یك مقدار فكر جولان داشته است!
بیان مرحوم كمپانی در مورد تقسیم تکلیف به واجب مطلق و مشروط
مرحوم كمپانی میفرمایند که نه آقا ما كه اهل دل و دماغ نیستیم این حرفها را قبول نداریم! تكلیف یا تكلیف مطلق و واجب مطلق است یا واجب مشروط است و از این دو خارج نیست. اگر در اینجا تكلیف واجب مطلق باشد و وجوب احتراز بهنحو اطلاق باشد پس این اطلاق دیگر مشروط به زمان خاص و مشروط به اضطرار و عدم اضطرار نیست. مثلاً لا تَشرب الخَمر یا اجتنب عن الخَمر، اجتنب عن الخَمر تكلیف مطلق است حالا علم به اضطرار پیدا بشود یا پیدا نشود هیچكدام در تحقق تكلیف و در اَمَد تكلیف دخالت ندارند. دراینصورت وقتی كه أحد الطرفین بهواسطۀ اضطرار از اطراف علم اجمالی خارج شد استصحاب همان بقاء تكلیف مطلق مقتضی احتیاط است و در این بحثی نیست.
حالا اگر كسی بگویدکه نهخیر تكلیف به اجتناب واجب مشروط است، خب واجب مشروط هم دو نوع داریم؛ یك واجب مشروطی داریم كه علم به آن حد و علم به خود شرط و شرایط آن واجب در بقاء تكلیف مدخلیت دارد و یك واجب مشروطی داریم كه مدخلیت ندارد و فقط علم به آن حد و شرایط بهعنوان منجّز تكلیف و فعلیت دهندۀ تكلیف است ولی تكلیف به حال خودش هست. در آن واجب مشروطی كه خود علم شرط باشد در آنجایی است كه آن علم خودش بهعنوان جزء العله واجب بهعنوان شرط متأخر ممكن لحاظ بشود پس اگر در مانحنفیه مكلف علم به آن اضطرار پیدا كند، این علم به اضطرار بهعنوان علم به شرط مانع میتواند جلوی این تكلیف را بگیرد.
