
جلسه ۴۳۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۷
3رد نظریۀ ترتب تكالیف متعدده در اجزاء ظرفیۀ محدودۀ تكلیف
مرحوم كمپانی در تتمۀ مطلب جلسۀ قبل یك إن قلت و قلتی میكند و بهنظر میرسد كه جایی برای این قضیه ندارد مگر در همان اصول خیلی قدما و زمان مرحوم صاحب فصول و میرزای قمی و اینها یك همچنین مسائلی مطرح بود ولی دیگر در این زمانه این مطالب جایی ندارد و آن این است كه اگر نظر رفقا باشد درصورت تكلیف به نهی و تكلیف به ترك یك نظریهای بود كه شارع وقتی كه تكلیف به ترك میكند و تكلیف به نهی و احتراز میكند، به تعداد زمانهای قابل انطباق بر ترك تكلیف وجود دارد یعنی وقتی كه میگوید که لا تَشرب الخَمر، به تعداد زمانهای این تناول خمر و شرب خمر تكلیف به اجتناب وجود دارد. مثلاً اگر خمر یك ساعت در مقابل انسان باشد، این ساعتی كه شارع میگوید که لا تَشرب الخَمر، به تكالیف متعدده به تعدد ازمنه منقسم میشود. فرض كنید كه در هر مرتبه پنج ثانیه یا ده ثانیه طول میكشد که انسان یك شرب كند، این یك ساعت را تقسیم بر ده ثانیه كنید ببینید چقدر همینطور تكالیف پشت سر هم هست كه بر اتیان به تكلیف و اطاعت مولا به ترك جمیع ازمنه و مخالفت با مولا به اتیان لحظةٌ ما و یك زمان منطبَق تحقق پیدا خواهد كرد.
پس [طبق این نظریه] لازم نیست كه شخص در مخالفتی كه با مولا میكند به تعداد ازمنه ترك شرب خمر كند بلكه همینكه صرفاً به یك زمانی كه منطبق بر شرب خمر بشود مخالفت كند، این ترك تكلیف و ترك اطاعت را كرده است پس به تعداد اجزاء ظرفیۀ محدودۀ تكلیف، تكالیف متعدد وجود دارد كه هركدام ارتباطی با دیگری ندارد و هركدام از اینها یك تكلیف خاص و یك میزان محدودی دارد.
حالا اشكالی كه بر این مسئله وارد میشود این است كه درصورتیکه مكلف بر مورد اضطرار مبتلا بشود خب مشخص است كه این تكلیف به تعداد ازمنه، نواهی متعدده دربر دارد و وقتی كه نواهی متعدد داشت یعنی هر زمانی برای خودش یك تكلیف خاص است كه آن تكلیف قابل استصحاب نیست و انسان نمیتواند آن تكلیف را استصحاب كند و الآن تكلیف فی زماننا هذا تكلیف لا تَشرب الخَمر است و در یك ثانیۀ بعد دوباره لا تَشرب الخَمر است كأنَّ این ملائكه دائم میگویند که لا تَشرب الخَمر و در همان موقع لا تَشرب الخَمر یك ملاك و یك تكلیف جدایی است و اختصاص به آن برهه از زمان دارد نه ربطی به قبل دارد و نه ربطی به بعد دارد، به هیچكدام ارتباط ندارد.
