
جلسه ۴۳۵
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۵
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۵
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
[مطالبی از] مرحوم اصفهانی عرض شد در تقریر فرمایش مرحوم آخوند که دلیل بر احتیاط را به مقتضای بقاء دوران تطبیق تكلیف، بر طرفینِ علم اجمالی میدانند یعنی در استمرار تكلیف و در استمرار علم اجمالی آنچه كه مهم است این است كه یكی از دو طرف علم اجمالی از نقطهنظر احتمال تطبیق، معارَض با احتمال تطبیق تكلیف در طرف دیگر باشد. اگر این استمرار ازبین رفت دیگر علم اجمالی هم منتفی خواهد شد. پس بقاء علم اجمالی به این است كه این احتمال انطباق مستمر باشد.
حالا ما باید ببینیم که در اضطرار، این تردید و احتمال مستمر است یا منقطع؟ یعنی بهواسطۀ استمرار علم اجمالی تا حد اضطرار، وقتی كه علم اجمالی مستمر است این احتمال انطباق تكلیف بر أحد الطرفین مستمر است إمّا یَنطبِق النجس علی هذا الطرف و إمّا أن یَنطبق النجس علی هذا الطرف وقتی كه این طرفین محتملین لِلانطباق هردو موجود بود پس علم اجمالی هم موجود است. اگر احتمال انطباق نجس بر یكی از طرفین منتفی شد دلیل بر این است كه علم اجمالی به یقین نسبت به تكلیف و به شك بدوی منحل شده است. حالا در باب اضطرار ببینیم آیا علم اجمالی منحل میشود یا آن تردید محتمل با وجود اضطرار به حال خود باقی است؟
عدم اخلال اضطرار در احتمال تطبیق در محتملین
عدم ارتباط اضطرار با آثار تکوینی عمل
شكی نیست كه اضطرار فیحدّنفسه مخلّ به احتمال تطبیق در محتملین نیست زیرا اضطرار عبارت از حكم ثانوی است كه در مقطعی جای آن حكم اوّلی را میگیرد و نسبت به حكم اوّلی این حكم ثانوی حاكم است. اما صحبت در این است كه این حكم ثانوی آیا موضوع حكم اوّلی را كه نجس است برمیدارد یا برنمیدارد؟ و آیا موضوع را از ماهیت اوّلیۀ خودش به یك ماهیت ثانویه منقلب میكند؟ یعنی آیا خمر را از خمریت به مائیت مبدّل میكند؟ نهخیر، اضطرار خمریت را به مائیت مبدّل نمیكند. آیا اضطرار آثار خمر را هم در عالم اعتبار به آثار شیء حلال مبدّل میكند؟ این كار را هم انجام نمیدهد، فقط بعضی از آثار مثل عقاب یا حدود را برمیدارد این مسائل را برمیدارد ولی آثار تكوینی ظاهری خودش را برنمیدارد، مستی را برنمیدارد. حالا كسی كه مضطر به امر حرام شده بالأخره مست میشود حالا این مستی حد ندارد خب این یك مطلب دیگری است برخلاف آن مطلبی كه در باب حكم حاكم نسبت به طلاق یا نسبت به دخول شهر یا نسبت به سایر موضوعات عرفیه كه در السنۀ فقهاء معروف است كه حكم حاكم در عالم اعتبار موضوع را مبدّل میكند یعنی وقتی حاكم حكم به دخول شهر میكند در عالم اعتبار ماه را خلق و ایجاد میكند و بهواسطۀ دخول ماه و هلال اعتباری، شهر هم داخل خواهد شد. همچنین بحثی هست که چه آثاری بر حكم حاكم تنزیلاً مترتب میشود و در عالم تكوین و در عالم اعتبار و در عالم تشریع چه تغییر و تحولاتی را میتواند بهوجود بیاورد.
