
جلسه ۴۳۳
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 09ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۳
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 09ربيع الثاني 1426
جلسه ۴۳۳
7دیروز در كتابی میخواندم ـ بچهها از حرم خریده بودند ـ یك قضیۀ جالبی از كربلایی كاظم بود كه قرآن را حفظ كرده بود؛ نوشته بود كه بعضی از اوقات طلبهها دعوتش میكردند و به مدرسۀ فیضیه میآمد و همینكه غذا میخورد میرفت بیرون غذا را برمیگرداند، میگفتند که چرا اینطوری میكنی؟! میگفت که این غذا شبههناك بود و همین كه خوردم احساس كردم آن نوری كه در دلم بهواسطۀ قرآن هست آن نور كم شد! همین كه این را خوردم آن نور كم شد! و میرفت غذا را برمیگرداند! ما خیلی كارمان خراب است! یعنی آن نوری كه در دلش بود باعث میشد كه این قرآن را بخواند نهاینكه قرآن را واقعاً مثل ضبطصوت حفظ بود نه، بلکه آن نوری كه در دلش بود علت برای ظهور بود و وقتی آن نور كم میشد شاید اگر از او میپرسیدند نمیدانست! چون به آن نور مربوط میشد. حالا ما حفظی میدانیم همین سنّیهای مكه هم قرآن را حفظ هستند و در نماز میخوانند اما وقتی میخوانند حال آدم بههم میخورد! یكی از اینها بود شبها كه بلند میشدم میگفتم خدا كند این نخواند! همین كه شروع میكرد به الحمدلله اصلاً زیرورو میكرد معلوم نبود آنجا چه خبر بود! این قرآن هم حفظ است ولی قرآن بدون نور را حفظ است! یعنی فقط عبارت حفظ است! لذا وقتی نگاه میكنیم همیشه به جملات میپردازد! مثل آن كسی كه در مدینه هست ـ این سید یك وقتی دستکاریاش كرده بود ـ اصلاً ظلمت و كدورت از صدای اینها با تلاوت قرآن بیرون میآید! دارد قرآن میخواند ولی پس چرا ظلمت بیرون میآید؟! پس چرا آدم مكدّر میشود؟!
حقیقت قرآن
معلوم میشود این قرآن فقط الفاظ نیست [فقط الفاظ] ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَهَ حَقَّ تُقَاتِه﴾1 نیست بلکه قرآن یك نوری است كه هر شخصی به آن مقداری كه از این نور كسب كرده از این قرآن بهره دارد حالا چه قرآن را حفظ باشد یا نباشد. آن نور را اگر انسان داشته باشد قرآن را میفهمد و اگر آن نور را نداشته باشد نمیفهمد! خمر را میگوید: حلال است و صلاة را میگوید: حرام است.
- . سوره آل عمران (3) آیه 102. امام شناسى، ج 13، ص 310.
«اى كسانى كه ایمان آوردهاید تقواى خدا را آن طور كه باید و شاید و سزاوار مقام تقواى اوست بجاى آورید»
- . سوره آل عمران (3) آیه 102. امام شناسى، ج 13، ص 310.
