اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 06 ربيع الثاني 1426

جلسه ۴۳۲

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 06 ربيع الثاني 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۳۲

7
  • اینجا آن كلام مرحوم آخوند می‌آید كه تكلیف به امر غیر مقدور درصورتی‌كه رقبه نباشد در اینجا تكلیف ساقط است اما اگر در همان موقع هم در آنجا عتق رقبه مقدور است یعنی هم عتق رقبه هست چون رقبه موجود است و هم قادر بر صوم ثلاثین یوماً است خب انسان در آنجا می‌تواند هردو را انجام بدهد. بالأخره امر شارع بین العتق و بین الصوم تعلق گرفته است خب می‌تواند با اتیان هردو برائت ذمه از آن مورد بكند.

  • محل برائت بودن تکلیف، درصورت جهل و تردید و تشكیك از ناحیۀ شارع

  • در آن مواردی كه جهل و تردید و تشكیك از ناحیۀ شارع است فقط در آنجا كه اجمال، اجمال در تكلیف است نه اجمال در مكلفُ به، در آنجایی كه اجمال در تكلیف است در آنجا جای برائت است اما عدم قدرت بر آن مكلفُ به درصورتی‌كه تكلیف به نفس آن غیر مقدور تلعق بگیرد، در اینجا تكلیف ساقط است مثل كفارۀ جمع که در كفارۀ جمع صوم ستین یوماً و اطعام ستین مسكیناً و عتق رقبه هست وقتی كه الآن در زماننا هذا یكی از این ثلاثه كه عتق رقبه باشد غیر مقدور است پس آن كفارۀ جمع به آن دوتای دیگر تعلق می‌گیرد. اگر شخص عاجز از اطعام ستین مسكیناً بود این كفاره تعلق به ستین یوماً می‌گیرد، اگر شخص عاجز از اصل روزه بود، اصلاً به‌طوركلی اصل کفاره از او ملغیٰ می‌شود.

  • سقوط تكلیف درصورت تعلق تكلیف بر امر غیر مقدور، چه مشتبه و چه غیر مشتبه

  • بنابراین اگر تكلیف بر امر غیر مقدور تعلق بگیرد چه مشتبه باشد چه غیر مشتبه باشد، به نسبت به همان امر غیر مقدور تكلیف ساقط است مثل همین كفاره که ‌كفاره بر صوم ستین یوماً و بر عتق رقبه تعلق بگیرد خب عتق رقبه الآن در اینجا غیر مقدور است لذا در اینجا ساقط است اما اگر فرض كنید كفاره یا بر صوم ستین یوماً و یا بر عتق رقبه تعلق بگیرد و عتق رقبه هم الآن موجود است خب در اینجا جناب آخوند چه می‌فرماید؟! ایشان می‌گویند: خطاب مردد، حالا یا کفاره بر اطعام ستین مسكیناً است یا بر صوم شهرین متتابعین است در اینجا چه باید بكند؟! باید هردو را انجام بدهد چون تكلیف در اینجا مشخص است و كفاره است، عنوان هم در اینجا صوم است و اطعام است و بر هردو هم قادر است. در اینجا چه باید بكند؟! بگوید که در اینجا چون خطاب مردد بین صوم و عتق است پس هیچ‌كدام در اینجا نیست و خلاص؟!

/