اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 06 ربيع الثاني 1426

جلسه ۴۳۲

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 06 ربيع الثاني 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۳۲

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • عرض شد مرحوم آخوند دو نظریه در دو جای متفاوت نسبت به بقاء تكلیف و تنجّز تكلیف و عدم بقاء و تنجّزش ابراز كردند. راجع به عدم تنجّز بر تكلیف بقائاً ایشان می‌فرمایند: همان‌طوری‌كه حدوثاً قدرت بر تكلیف شرط بر تنجّز تكلیف است بقائاً هم قدرت بر تكلیف شرط بر تنجّز تكلیف است و همان‌طور كه خطاب مردد بین فعل مقدور و فعل غیر مقدور، موجب عدم تنجّز تكلیف است حدوثاً همین‌طور در مانحن‌فیه عدم قدرت بر فعل به‌واسطۀ حدوث اضطرار، موجب عدم تنجّز تكلیف است بقائاً. فعلیٰ‌هذا در مانحن‌فیه كه اضطرار بعد از علم اجمالی است نه قبل از علم اجمالی، در آنجا هم گرچه علم اجمالی حدوثاً موجب تنجّز است اما به‌واسطۀ طروّ اضطرار، اختیار اتیان فعل از عهدۀ مكلف خارج می‌شود بنابراین مكلف نسبت به طرف مضطرٌ إلیه غیر مختار می‌شود. این كلام مرحوم آخوند بود كه در دلیل بر عدم تنجّز تكلیف اقامه كردند.1

  • مشروط به قدرت بودن تكلیف، حدوثاً و بقائاً

  • لغو و عبث بودن تعلق تكلیف به عاجز

  • با توجه به مطالب گذشته به نظر می‌رسد كه تأمّل در كلام مرحوم آخوند باید روشن باشد گرچه احتیاج به یك توضیح مختصری در اینجا هست. جواب مسئله این است كه كسی انكار شرطیت قدرت را در بقاء ‌تكلیف چه حدوثاً و چه بقائاً ندارد؛ همان‌طوری‌كه تكلیف حدوثاً مشروط به قدرت است بقائاً هم مشروط به قدرت خواهد بود زیرا یك مشرِّعِ حكیم تكلیف را خطاب به عاجز نمی‌كند و تعلق تكلیف به عاجز لغو و عبث است! بناءًعلیٰ‌هذا در خطابات شارع به مكلفین قطعاً شرط قدرت مانند عقل یكی از شروط اصلیه برای اصل تنجّز تكلیف است تا چه رسد به فعلیت آن، نسبت به تنجّز تكلیف باید مكلف قادر بر اتیان باشد مثل طیر فی السماء ‌نباشد مانند اشاعره كه قائل به تعلق خطاب به امور محالیه هستند.2 نه‌خیر، باید خطاب متعلق به قدرت باشد و این شرط در او باشد و در این شكی نیست. اما صحبت در این است كه قدرت در اینجا به چه معنائی است؟! آیا طروّ اضطرار مانع از قدرت مكلف است یااینكه اضطرار ارتباطی به قدرت مكلف ندارد؟! اگر یك خطاب به خمر مردد بین إنائین تعلق بگیرد خب چطور در ابتدای مسئله قبل از طروّ اضطرار مكلف قادر بر شرب إنائین است، خب بعد از طروّ اضطرار هم قادر بر شرب إنائین است منتها نسبت به یكی از این دو إناء مضطر است و او را مبدّل به عاجز نمی‌كند. بله، نسبت به این إناء مضطر است و نسبت به آن إناء ‌غیر مضطر است چون كه این او را خارج از قادر بودن نكرده است بلکه قدرت به حال خودش محفوظ است و ما هم شكی در این مسئله نداریم.

    1. . كفایة الأصول، ج 1، ص 361 و 362.
    2. . اصول فقه، مظفر، ج 2، ص 377.
/ 380