
جلسه ۴۲۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 22ربيع الاول 1426
جلسه ۴۲۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 22ربيع الاول 1426
جلسه ۴۲۹
9حالا صحبت در این است که آیا با انتفاء أحد الطرفین آن معلوم الخمریه ازبین میرود یا نمیرود؟ آن دیگر ازبین نمیرود. وقتی كه یكی از دو طرفین منتفی شد آیا معلوم الخمریه جای خود را به محتمل الخمریه میدهد كه شبهه شبهۀ بدویه بشود یا نه باز معلوم الخمریه به حال خودش هست؟! و این علت مبقیۀ برای استمرار علم اجمالی درصورت انتفاء أحد طرفین است و درصورت اعتلاء أحد الطرفین به اضطرار است كه علت محدثه همان علت مبقیه هم هست و اتفاقاً در فقه نظیر زیاد داریم كه علت محدثه همان علت برای مبقیه خواهد بود و دیگر نیازی به علت مجدد نخواهد بود.
منبابمثال خباثت حدثیه علت برای بطلان صلاة است، چه موقع فعلیت پیدا میكند؟! وقتی مكلف عالم به حدث شد این برای او فعلیت پیدا میكند. حالا اگر مكلف عالم شد و بعد نسیان پیدا كرد آیا بطلان مترتب بر حدث هم ازبین میرود؟ نه، بهمجرد علم، او عالم است یااینكه در مورد خبث میگویند که علم این جزء العلّه است حالا شاید بشود در اوّلی شبهه كرد كه در آنجا خود اصل حدث علت است. ما در آنجایی مثال میزنیم كه علم جزءالعله است، علم به خبثیت موجب برای طهارت است. اگر شما علم پیدا كردید كه عبایتان در اینجا نجس است [الزام به طهارت است] و اگر علم پیدا نكردید اشكال ندارد و اگر با عبایتان نماز هم بخوانید از آنجائی كه جاهل به خبثیت هستید نماز درست است ولی وقتی علم پیدا كردید دیگر الزام بر طهارت است. حالا اگر بعد از علم غفلت پیدا شد، آن علم علت برای بقاء و استمرار نیست و بهمجرد علم الزام بر طهارت میآید و اگر آن علم ازبین رفت؛ شما علم پیدا كردید كه عبایتان نجس است و بعد فراموش كردید كه طهارت بدهید و با آن نماز خواندید، نماز باطل است چون علم اول علت محدثه بوده است و نظایر ذلك در فقه خیلی داریم كه نفسِ علت محدثه خودش علت مستمره است و علت بقاء آنهم همان است و احتیاج به علت دیگر ندارد و اتفاقاً علم اجمالی هم همین است یعنی در علم اجمالی محتمل الخمریه كه متعلق برای نهی بود، بهمجرد علم اجمالی به بقاء موضوع خودش باقی است.
