
جلسه ۴۲۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۷
3در خیلی از موضوعاتی که رفع وضعش به ید شارع است در آنجا تصور شده است که حتی اصل خود موضوع هم رفع و وضعش به ید شارع است. شارع نمیتواند یک حکمی را بردارد و آن موضوع را نفی کند. بله، آثار مترتب بر او را میتواند نفی کند مثلاً بگوید که حد ترخص اینقدر است ولی برای آن مسافرِ به خصوص، این اثر بر حد ترخص مترتب نیست. حد ترخص را او وضع کرده است و گفته که آنجایی است که صدای اذان نرسد! البته حد متعارف یعنی گوش متعارف نه حالا گوش مثل اینها! میگویند که از همدان صدای مسگرهای کاشان را میشنود! اینطور نقل میکنند! خلاصه آن صدای متعارف ملاک است؛ صدای اذان متعارف یا رؤیت متعارف که جدران بلد به رؤیت متعارف دیده نشود.
شارع نمیتواند این را بردارد ولی میتواند بگوید که در این شرایط این حد ترخص بار نمیشود؛ فرض کنید برای شخصی که سفر او سفر معصیت است حد ترخص کَلا حد است، این را میتواند بگوید. اما اینکه حد ترخص برای این شخص وجود ندارد! نمیتواند بگوید که وجود ندارد! حد ترخص برای همه هست؛ هر کسی از شهر خارج میشود تا به یک منطقهای که میرسد این منطقه حد ترخص میشود و در این شکی نیست حالا تا چه رسد به مسائل تکوینی و اینها.
تکوینی بودن رؤیت هلال
اخیراً یک چیزی راجع به مسئلۀ رؤیت هلال به دستم رسیده برای آقای مکارم است که از طرف دفتر ایشان درِ منزل دادند. این اشتباه را همین ایشان کرده و مسئلۀ رؤیت هلال را یک امر مجعول شرعی یعنی از موضوعاتی که رفع و وضعش به ید شارع است میداند درحالیکه این مسئله غلط است و مسئلۀ تکوین است. حالا من یک نامهای میخواهم برای ایشان بنویسم و مسئله را در ضمن مسائلی بیان کنم. حالا اگر به دستتان رسید توجه کنید موارد و ایرادی در آنجا هست؛ همین مسئله در آنجا وارد شده است و ایشان مثالهایی زده و این را هم به آن مثالها تشبیه کرده درحالیکه مطلب فرق میکند و این دو بهطورکلی متباینین هستند.
