اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 صفر المظفر 1426

جلسه ۴۲۷

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 صفر المظفر 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۷

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • نقد کلام مرحوم کمپانی به اینجا رسید که ایشان در خروج مضطرٌ إلیه از اطراف علم اجمالی قائل به خروج بتّیه و به‌طورکلی از دایرۀ تعلق عنوانِ علم اجمالی بودند. حالا کاری به مسئلۀ تبدّل ملاک مبغوضیت به ملاک محبوبیت نداریم که در اینجا بعضی قائل به مبغوضیت نفس‌الأمریه در إنائین مشتبهین درصورتی‌که أحد الإناء مصادف با واقع بشود هستند یااینکه آن مبغوضیت واقعیه درصورت اضطرار به أحد الأطراف متبدّل به محبوبیت می‌شود.

  • ممکن است بعضی‌ها قائل به این بشوند که آن مبغوضیت متبدّل می‌شود و دیگر احکامی مثل احکام ظاهریه که اینها به‌جای احکام واقعیه قرار می‌گیرند دراین‌صورت دیگر ملاک برای عمل در آن موضوع باقی نمی‌ماند. این مسئله از محل بحث ما خارج است زیرا علیٰ‌کلّ‌حال تا مادامی‌که موضوع، تکویناً به آن عنوان اوّلی خودش معنون است مسئلۀ رفع و وضع آن عنوان به ید شارع نیست، شارع که نمی‌تواند در موضوعات تکوینی یا موضوعات مجعولۀ خودش رفع و وضع کند؛ تکویناً، نه حکماً و اعتباراً.

  • من‌باب‌مثال مسئلۀ شک تکویناً به ید شارع نیست؛ شاکّ در صلاة علیٰ‌کلّ‌حال شاکّ است و هیچ‌وقت متیقن و متأکَّد نیست. بله، رفع و وضع آثار شک و احکام مترتبۀ بر شک به ید شارع است و شارع می‌تواند یک حکمی را در یک ظرف و شرایطی مترتب بر شک کند و همان حکم را در ظرف دیگر و در شرایط دیگر از شک رفع کند مثلاً درصورتی‌که شخص کثیرالشک باشد حکم را رفع می‌کند و اگر کثیرالشک نباشد و شک متعارف و متداول باشد حکم را بار می‌کند؛ یا بطلان نماز یا صحت نماز یا قضاء. حتی در موضوعاتی که خود شارع آن موضوعات را وضع کرده است هم شارع نمی‌تواند او را رفع کند مثل مسئلۀ مسافت که رفع و وضعش موضوعاً به ید شارع است یا مسئلۀ حدّ ترخص رفع و وضعش به ید شارع است یا مسئلۀ کُر اصلاً موضوعاً جزو موضوعات مجعولۀ شرعی است و شارع در یک جا نمی‌تواند بگوید که این کُر نیست، چون خودش جعل کُر کرده است و خودش حد کُر را این‌قدر قرار داده است پس دیگر نمی‌تواند بگوید که حد کُر در آب قراح این‌قدر است اما حد کر در آب مضاف این‌قدر است یا فرض کنید در فلان شهر کُر این‌قدر است و در فلان شهر یا فلان قریه این‌قدر است! کُر یک حد بیشتر ندارد و چند وجب است. بله، شارع می‌تواند بگوید که در اینجا این اثر مترتب بر کُر نیست و من این اثر را برداشتم. این کار را می‌تواند انجام دهد چون آثار مترتبش غیر از اصل موضوع است و این یک مسئله‌ای است که در این مسئله اشتباه شده است.

/ 380