اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 10 صفر المظفر 1426

جلسه ۴۲۵

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 10 صفر المظفر 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۵

6
  • پس اگر خمری در اینجا باشد این شبهه بدوی است ولی صحبت در این است که در اینجا شارع آن عنوان اضطرار را که عنوان ثانوی است حذف نمی‌کند این محلّ شبهه و محل خلط بین مسئله و حکم حلیت واقعیه است. شارع که می‌گوید هذا حلالٌ ولو کان خمراً می‌گوید: هذا حلالٌ در ظرف اضطرار، می‌گوید که چون الآن این عنوان معنون به‌ عنوان اضطرار است من می‌گویم: هذا حلالٌ، اگر معنون به امر اضطرار نبود من کی می‌گفتم: الخمرُ حلالٌ؟! چون الآن مریض هستی حلالٌ، چون الآن مشرف به هلاکت هستی حلالٌ، چون الآن مکره علیه هستی حلالٌ، یعنی این عنوان را شارع ملاحظه کرده است، پس چه مانعی بین این عنوان و بین عنوان اوّلی وجود دارد؟!

  • شارع می‌گوید که در اینجا چون عنوان اضطرار بر آن تعلق گرفته هذا حلالٌ علیه، این اشکال ندارد ولی بِعنوان أنّه خمر آیا آثار خمر در غیر از مقام اضطرار بر آن مترتب نمی‌شود؟! فرض کنید که اگر یک مقداری از مایعِ إناء روی لباس ‌بریزد چون شارع گفته که هذا حلالٌ پس لباس متنجس نمی‌شود؟! متنجس می‌شود بااینکه شارع گفته که هذا حلالٌ چرا متنجس می‌شود؟! چون عنوان اوّلی هنوز بر این حاکم است. آن عنوان خمریت هنوز بر این حاکم است. شارعی که گفته هذا حلالٌ نگفته که هذا غیر منجّس بلکه گفته هذا حلالٌ شربُه نگفته تغیّرت حتی أوصاف الذاتیة و الاعتباریة حالا که حلال است پس مست هم نمی‌کند! دیگر اوصاف تکوینی که در دست شارع نیست بلکه آنچه که در دست شارع هست فقط احکام اعتباریه است که وضع و رفعش در دست شارع هست.

  • اگر شارع یک تصرف واقعی می‌کرد یعنی تصرف واقعی به‌نحوی‌که اصلاً این إناء خمر را از مرتبۀ خمریت خارج می‌کرد و این را مانند یکی از موضوعات محللّۀ طاهرۀ در عالم قرار می‌داد، اگر یک هم‌چنین تصرفی شارع به اعجاز می‌کرد دیگر در اینجا اشکال نداشت حتی اگر روی لباس هم می‌ریخت نجس نبود چون شارع یک تصرفی کرد مثل احیاء موتیٰ یا مثل تبدیل حصاد به طلا و نقره، مگر از این کارها نمی‌کردند؟! در اینجا هم خمر را تبدیل به غیر خمر می‌کند و یا خمر هست ولکن آن تأثیر تکوینی را برمی‌دارد و وقتی که آن تأثیر برداشته شد. پس دیگر نجس نیست اصلاً تأثیر به‌طورکلی تکویناً عوض می‌شود اما شارع این کار را نکرده است بلکه آمده اعتباراً حکم حرمت را تبدیل به حلیت کرده و این اعتبار تا وقتی است که آن عنوان باقی است و وقتی آن عنوان منتفی شد چه در مانحن‌فیه فی زماننا هذا أو فی موطنٍ آخر، این عنوان که الآن موجب اتصاف این مایع به حلیت است این مربوط به شرب است نه مربوط به منجسیّت، چون منجسیّت دیگر به اضطرار مربوط نیست، منجسیّت مربوط به مسائل دیگر از طهارت و صلاة و اینها است، به آنها مربوط است و در آنها هم که اضطرار نیست. شخص مشرف به هلاکت است بسیار خوب در اینجا عنوان حرمت منتفی می‌شود و عنوان حلیت می‌آید اما می‌تواند لباسش را عوض کند و لباس دیگر بپوشد نمازش را بخواند، در آنجا که دیگر اضطرار نیست! اگر این مایع به لباسش ریخت و مایع دیگر هم نیست قطع به نجاست پیدا می‌کند، قطع به تنجس لباس پیدا می‌کند و لباسش را عوض می‌کند و در اینجا که دیگر اضطرار نداریم.

/