
جلسه ۴۲۳
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۳
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۳
6اگر بگوییم که شارع در این مانحنفیه ساکت است و رفع مسئولیت از خود میکند، این خلاف است و معنا ندارد بگوییم که شارع در مانحنفیه که مکلف مشرف به هلاکت و در این وضعیت است، حکمی ندارد؛ حکمی ندارد به معنای اینکه تکلیفی ندارد. مانند موضوعاتی که صبی انجام میدهد، در اینجا شارع به صبی نمیگوید که انجام بده و اقدام کن! شارع حکمی ندارد! یا فرض کنید در مسائل و در افعالی که مجنون انجام میدهد، آیا شارع در آنجا حکم دارد و شارع باعث و داعی مجنون است؟! مجنون خدا را هم قبول ندارد چه برسد به اینکه حکم خدا را انجام بدهد! شارع در اینجا اصلاً حکم ندارد لذا مجنون اگر انجام بدهد کأنَّ انجام نداده است، صبی اگر انجام بدهد کأنَّ انجام نداده است، سفیه اگر یک مسئلهای را انجام بدهد کأنَّ انجام نداده است، مغمیٰ علیه اگر یک اقدام بر فعلی بکند آن اقدام او کَلا اقدام است و وجود او کالعدم است و تفاوتی ندارد!
آیا نسبت به مکلف مختار که در موقع اضطرار [مسئله] این شده آیا مسئله همین است؟! نه اینطور نیست. چرا؟ چون همینکه مکلف در مقام، شعور و ادراک دارد در آنوقت در ظرفیت تکلیف قرار دارد. همینکه مکلف اختیار بر فعل و عدم را دارد یعنی الآن در وضعیت تکلیف بودن و دیگر معنا ندارد شارع در اینجا رفع تکلیف و رفع مسئولیت کند و بگوید که ما جاعل احکام در مقام عدم اضطرار هستیم و در مقام اضطرار ساکت هستیم! مکلف میگوید که من چهکار کنم؟! تو که ساکت هستی من چه دوایی برای درد خودم در اینجا قرار بدهم؟! لذا چارهای نیست از اینکه خود شارع در اینجا بِنفسه جعل حکم کند یعنی همانطوری که اگر یک عبدی در یک جایی ایستاده و مشرف بر هلاکت است و مولا در کنار او باشد، مولا به او چه میگوید؟ میگوید که اتیان بکن یا نکن؟!
