اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 24 محرم الحرام 1426

جلسه ۴۲۰

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 24 محرم الحرام 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۰

3
  • اما آنچه که در تقریر ایشان به نظر می‌رسد این است که در تفریقی که بین تعلق اضطرار به واحد غیر معیّن و تعلق اضطرار به واحد معیّن فرمودند، به نظر می‌رسد در اینجا مسئله‌ای هست و آن این است که ایشان در واحد غیر معیّن می‌فرمایند: کِلَیهما مشمول برای حکم علم اجمالی که آن حکم اجمالی متولّد از سریان حکمِ حرمت به اطراف است می‌باشد؛ یعنی وقتی که اضطرار به یک غیر معیّن تعلق می‌گیرد یک فرد به خصوص دیگر حلال نیست. حلال واحدٌ منهما است نه هذا حلالٌ و نه هذا حلالٌ هیچ‌کدام! چون واحد غیر معیّن است چون اگر بگوییم که اضطرار به این تعلق گرفته است ممکن است بگویید که اضطرار به این تعلق نگرفته است متعلق به این است. وقتی بگوییم که اضطرار به این تعلق گرفته است ممکن است بگویید که اضطرار تعلق به این نگرفته است و اضطرار تعلق به واحد غیر معیّن گرفته است. پس به‌عنوان امر متشخّص خارجی ما إنائی نداریم بر اینکه آن إناء صار حلالاً تنها چیزی که در اینجا هست این است که اضطرار مانع از عقوبت است. همین! نه‌اینکه اضطرار موجب حلیت بشود! این کلام مرحوم کمپانی بود یعنی اضطرار موجب حلیتِ این نیست. این‌هم مشمول علم اجمالی است چون اضطرار به این تعلق نگرفته است؛ اضطرار موجب حلیت این إناء نیست چون اضطرار به این تعلق نگرفته است مثل اینکه یک مجنونی یک امر حرامی را مرتکب بشود اگر مجنون شرب خمر بکند آیا یُعدُّ عاصیاً؟! لا اگر سفیهی ـ مُخبَّل ـ شرب خمر کند این یُعدُّ عاصیاً؟! لا فعلاً که سفیه کم نداریم!

  • سفیه‌ترین اشخاص

  • در یک روایت از پیغمبر داریم که سفیه‌تر از آن شخص نیست که صلاح دنیایش را بر صلاح آخرت ترجیح دهد.1

  • از این انسان ابله‌تر و سفیه‌تر وجود ندارد! بنابراین همۀ ما البته شما را نمی‌گوییم همۀ اهل دنیا این‌طور هستند! واقعاً بالاترین سفاهت همین است که امور دنیا را بر امور آخرت ترجیح بدهد! خدا به انسان بینش و بصیرت بدهد. «إذا أرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیراً فَقَّهَهُ فی الدّینِ»2 این کلام عجیبی است که خدا او را نسبت به دینش و دنیا بصیر می‌کند که چه کند. این خیری است که خدا می‌دهد. ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾3 معنایش این است که بصیرت در امور دین و در امور دنیا که دنیا گولش نزند، دنیا او را فریبش ندهد و او را به‌سمت خودش نکشاند.

    1. . من لا یحضره الفقیه، ج 4، بابُ النَّوادِرِ، ص 353، ح 5762، با قدری اختلاف.
    2. . الکافی، ج 1، كِتابُ فَضلِ العِلم، بابُ صِفَةِ العِلمِ وَ فَضلِهِ وَ فَضلِ العُلَماء، ص ۳۲، ح 3.
      ترجمه: «[امام صادق علیه‌السّلام فرمودند] هرگاه خداوند خوبى بنده اى را بخواهد او را در دین فقیه و آگاه گرداند.» (محقق)
    3. . سوره بقره (2) آیه 201. مطلع انوار، ج ‌12، ص 327، تعلیقه 4:
      «اى پروردگار ما، در دنیا به ما حسنه عنایت بفرما و در آخرت به ما حسنه عنایت بفرما و ما را از عذاب آتش محفوظ و مصون بدار.» (محقّق)
/ 380