
جلسه ۴۱۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 20 ذیحجة الحرام 1425
جلسه ۴۱۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 20 ذیحجة الحرام 1425
جلسه ۴۱۷
3ولی نسبت به قاعدۀ شرعی میگویند: آن قاعدهای است که عقل دسترسی به وصولِ آن ملاکات را ندارد تا بتواند براساس آن ملاکات کلیّتاً احکامی را بر موضوعات حمل کند مثل وجوب صلاة، خب عقل یک همچنین ملاکی را نمیتواند بهدست بیاورد یا حکم به وجوب صوم، حج، خمس، زکات، جهاد و امثالذلک عقل نمیتواند نسبت به این قضیه حکمی را بیان کند البته در جهاد که جنبۀ دفاعی باشد ممکن است عقل حکم به دفاع بر مقاتلین در آن بلد بکند ولی نسبت به جهاد بهعنوان تهاجم به بلاد کفر خب عقل یک همچنین استقلالی ندارد، یااینکه کیفیت آن دفاع و احکامی که شارع بیان کرده است خب اینها احکامی است که اختصاص به حکم شرع دارد.
مثلاً جهاد از زن برداشته شده است خب عقل ممکن است نسبت به این قضیه مستقل نباشد. الآن در خیلی از کشورها نیروی ارتش و قوای نظامی آنها را بسیاری از زنان تشکیل میدهند حالا چه داوطلب و چه بالإجبار، بالأخره زنان هم جزو این جیش هستند و بهحساب میآیند ولی خب در اسلام این جهاد نسبت به زن واجب نیست. این را ملاک برای حکم شرعی و آن را هم ملاک برای حکم عقلی میدانند که احکامی را که عقل در ماوراء ظرف شرع حکم به الزام و التزام مکلف بکند این را احکام عقلیه و مستقلات عقلیه میگویند.
معنای حقیقی حکم شرع
حالا صحبت در این است که ما آیا در این مسئله که حکم، حکم عقل است یا حکم شرع است و مطالبی که در این زمینه در باب برائت و اشتغال میآیند و همینطور در باب استصحاب و تأسیس اصل مثبت که براساس احکام عقلیه بار میشود و اختلافی را که فقها در اینجا دارند ـ البته اگر خدا توفیق داد ما به بحث استصحاب رسیدیم بحثش را در آنجا بیان میکنیم ـ نسبت به قادحیت اصل مثبت درصورتیکه مبتنی بر حکم عقل باشد و یا عدم انعقاد اصل مثبت درصورتیکه مبتنی بر حکم شرع باشد تمام اینها در مدار این قاعده و مبنای ما قرار میگیرند و آن اینکه ما نظرمان نسبت به شرع چه نظری است؟ ما شرع را یک عالَمی ماوراء عالَم خلق میدانیم که آنچه از آن عالم بهعنوان وحی بر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بیاید آن را بهعنوان حکم شرع تلقی میکنیم و حتماً باید این مسئله بهواسطۀ پیغمبر بیاید و یااینکه تفسیر و تبیین آن بهواسطۀ ولاة امر ـ ائمه علیهمالسّلام ـ بیاید. به این حکم شرع میگوییم. اما اگر حکم شرع را بهعنوان عملی که ممضا و مرضی رضای الهی است بدانیم، آنوقت دیگر تمام احکامی که بِلاواسطه بر نفس پیغمبر اکرم بهعنوان رسول و آنهایی که بر نفس ولیّ خدا که امام علیهالسّلام است بهعنوان مبیِّن و چه آنهایی که بر نفس ولیّ خدا غیر از امام معصوم بهعنوان راهنما و ارشاد و چه آنهایی که بر عقل فطری بهواسطۀ مستقلات عقلیه ملهم است همه داخل در حکم شرع هستند، بنابراین میتوانیم بهعنوان مصداق مسئله را اینطور بیان کنیم.
