
جلسه ۴۱۵
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 11 ذیحجة الحرام 1425
جلسه ۴۱۵
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 11 ذیحجة الحرام 1425
جلسه ۴۱۵
5منبابمثال یک وقتی شارع میگوید که اجلس یک وقتی شارع میگوید که نم مستلقیاً و تصریح میکند، یک وقتی شارع میگوید که لا تَقُم، شارع که میگوید: لا تَقُم بالأخره در مقابل قیام دو فرد از هیئت وضعیه قرار دارد؛ إمّا الجلوس و إمّا النوم حالا نظر شارع اگر بر أحدهمای معیّن باشد باید در مقام حاجت تصریح به أحد القسیمین بکند؛ إمّا الجلوس و إمّا النوم. اگر شارع نظرش به أحدهما نباشد و مساوی باشد این بگوید: لا تَقُم، خب هردو مورد را شامل میشود و دیگر نمیتوانیم در اینجا بگوییم که حالا که گفتی لا تَقُم نظرش بر جلوس به خصوص نیست چون جلوس به خصوص را تصریح نکرده است و حالا که مکلف میخواهد أحدهما را اختیار کند إمّا الجلوس و إمّا النوم میگویند که این تخییر شرعی نیست! عجب حرفی میزنید! شارع بالأخره عقل در کلّهاش هست یا نیست؟! اینکه میگوید: لا تَقُم بالأخره اگر منظورت نوم است، بگو و اگر منظورت جلوس است، بگو. حالا که امر دایر به اینها است پس معلوم است نظر تو تخییر است و دیگر معنا ندارد نظر شارع بر تعیین باشد آنوقت اختیار را به مخاطب قرار بدهد، این تعارض است و جور درنمیآید. پس وقتی که شارع میگوید: لا تَقُم معنایش با عبارة اخریٰ این است که أنا فوّضتُ الاختیارَ إلیک إمّا الجلوس و إمّا النوم، دیگر چطوری بگوید؟! حالا شارع گفته که شما در مقام اضطرار باید مطابق با اضطرار عمل کنید یک وقت شارع میگوید که اضطرار به این به خصوص تعلق میگیرد که نگفته است؛ یک وقتی نظر شارع بر اضطرار به خصوص است که در آنجا بیان نکرده است خب باید بگوید اضطراری که من میگویم در اینجا نباید به این إناء تعلق بگیرد بلکه اضطرار باید به این إناء تعلق بگیرد، خب این را که نگفته است پس اگر امام صادق علیهالسّلام بیاید و ما از امام صادق سؤال بکنیم اینکه شما اضطرار را بر ما حلال کردید منظور شما از اضطرار أحد الطرفین است یا یک طرف معیّن؟ حضرت میگوید که أحد الطرفین است، یکی از اینها است پس شارع خودش حکم به ترخیص کرده است.
