
جلسه ۴۱۳
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 21ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۱۳
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 21ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۱۳
8در این مسئله باید عرض کرد که ما در مقام ابتلاء فعلی هیچ مسئلهای را غیر از تسبیب اضطرار فعلی ایجاب نمیکند یعنی انکشاف از تسبیب، فرقی که در مانحنفیه بین اضطرار فعلی نسبت به معیّن و اضطرار فعلی نسبت به غیر معیّن است، آن فرق چیست؟ ابتلاء فعلی نسبت به أحد الطرفین کشف از تسبیب اضطرار فعلی را در أحد الطرفین میکند و آن اضطرار فعلی از ناحیۀ شارع است و از ناحیۀ عقل نیست.
از ناحیۀ شارع بودن اضطرار فعلی
تمام! اضطرار فعلی از ناحیۀ شارع آمده است، از ناحیۀ عقل که نیامده است، شارع حکم به تناول کرده است، شارع گفته است که حفظ نفس و ابقاء نفس واجب است و میتوانید تناول کنید، عقل که نگفته است! خب شارع که میگوید: حفظ نفس واجب است پس اضطرار فعلی بهواسطۀ حکم شرع آمده است. حالا در مقام انطباق عقل حکم بِأحدهما میکند. وقتی که اضطرار فعلی نسبت به آن أحدهما بیاید دیگر دراینصورت ابتلاء فعلی چه مانعیتی میتواند بهوجود بیاورد؟! آن ابتلاء فعلی چه قدرتی میتواند داشته باشد که بتواند جلوی مانعیت اضطرار را بگیرد؟! مانعیت اضطرار بهواسطۀ حکم شرع آمد نه بهواسطۀ حکم عقل، پس وقتی که شرع حکم به اضطرار میکند این حکم شرع به اضطرار، علتِ برای اتیان مکلف به تناول أحد الطرفین میشود، تناول أحد الطرفین مسبّب از اضطرار فعلی است نهاینکه سبب است، مسبّب است.
تلمیذ: در آنجا این مانعیت جلوی فعلیت اضطرار را نمیگیرد در واقع در اینجا مانع برای تنجّز علم اجمالی نمیشود چون اضطرار نسبت به یک طرف است در آنجا اضطرار فعلیت پیدا کرد.
استاد: ببینید اضطرار به اصل تناول تعلق گرفته است سواءٌ کان الطرف واحداً أو متعدداً أو معیّناً أو مخیراً، وقتی شارع میگوید که در بقاء حفظ نفس شما مرخصّ به تناول هستید حالا شارع میگوید: چه إناء واحد باشد یا إناء متعدد باشد یا از إنائین متعدد شما مضطر به واحد باشید ...، شارع که تعیین نمیکند بلکه شارع فقط اضطرار را برای شما فعلی میکند، همین. اضطراری که شارع فعلی میکند یعنی جواز رخصت تناول نجس را لا علی التعیین أو علی التعیین به شما میدهد، فرق نمیکند. این کاری است که شارع میکند. حالا در مقام خارج یا این اضطرار فعلی تعلق به معیّن میگیرد یا تعلق به غیر معیّن میگیرد که آن دیگر در دست شارع نیست، این چه ارتباطی با اضطرار فعلی دارد؟! شارع آمد اضطرار را برای ما فعلی کرد و گفت که این اضطرار موجب میشود که فرد ولو کان نجساً از تحت علم اجمالی خارج شود. شارع این را میگوید که ولو کان نجساً ... فرض کنید که الآن شارع یعنی امام علیهالسّلام آمد و میگوید که گرچه اختیار برای تناول در دست شماست ولی منِ امام صادق میگویم که این را تناول کن! این در اینجا معیّن شد یا نشد؟! معیّن است، شارع هم هست. آیا این فرق میکند تااینکه امام صادق علیهالسّلام بگوید که أحدهما را میتوانی تناول کنی؟! چه فرقی میکند؟! چه تفاوتی در قضیه دارد؟!
