
جلسه ۴۱۱
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۱۱
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۱۱
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
صحبت در اشکال مرحوم آقای حکیم بر مبنای مرحوم آخوند بود و طبق فرمایش آقای حکیم عرض شد که وجود موضوع دخالتی در تعلق تکلیف ندارد بنابراین علم به وجود موضوع نمیتواند شرط برای تعلق تکلیف باشد. بله، علم به وجود موضوع، شرط برای اشتغال ذمه هست اما شرط برای تعلق و تحقق تکلیف نیست فلهذا از این نظر با اضطرار به مورد ابتلاء تفاوت دارد؛ در اضطرار به مورد ابتلاء خود اصل تکلیف منتفی میشود سواءٌ اینکه علم به آن موضوع باشد یا نباشد پس وجود موضوع مانند حجت بر حکم و دلیل بر حکم، هیچ نقشی در خود تعلق تکلیف نمیتواند داشته باشد.
اشکالی که در جلسۀ قبل مطرح شد و یک مقداری از آن باقی ماند این بود که منظور از تعلق و تحقق تکلیف چیست؟ اگر مقصود از تحقق تکلیف، تکلیف تنجّزی است، بله این حرف صحیح است که وجود موضوع شرط تحقق تکلیف تنجّزی نسبت به مکلف نیست بلکه شرط تحقق تکلیف تنجّزی عبارت از استعداد موضوع نسبت به آن متعلق تکلیف است و استعداد موضوع با بلوغ حاصل میشود سواء اینکه مکلف قادر باشد یااینکه قادر نباشد.
و اگر مقصود از تعلق تکلیف، تکلیف فعلی است این مسئله قابل قبول نیست زیرا فعلیت تکلیف مشروط به وجود موضوع و ابتلاء به مورد و متعلَّق تکلیف است و تکلیف بدون ابتلاء به متعلق تکلیف فعلیت پیدا نمیکند بلکه در مقام تنجّز خودش باقی میماند. این یک مسئله است.
معنای اشتغال ذمۀ عقلی
اشکالی که بر ایشان وارد میشود این است که ایشان میفرمایند: وجود موضوع شرط برای اشتغال ذمه است عقلاً، مسئلهای که در اینجا بهنظر میرسد این است که اشتغال ذمه عبارت از تحقق تکلیف است در مقام فعلیت یا جدای از تکلیف در مقام فعلیت است؟ مقصود از اشتغال ذمه عقلی آیا عبور مکلف از فعلیت تکلیف است و بعد از فعلیت تکلیف ذمه مشغول میشود یا همزمان با فعلیت تکلیف ذمه هم مشغول خواهد شد؟! مقصود از اشتغال ذمه آیا مرتبۀ بعد از فعلیت تکلیف است یا مقارن با آن؟! شکی نیست در اینکه وقتی تکلیف فعلی بشود با فعلیت تکلیف اشتغال ذمه هم خواهینخواهی خواهد آمد و بین این دو فصلی وجود ندارد.
