اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ذیقعدة الحرام 1425

جلسه ۴۱۰

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 15 ذیقعدة الحرام 1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۱۰

3
  • بنابراین به فرمایش ایشان لا شبهة فی مفسدة الخمر المفقود و همین‌طور لا شبهة فی تعلق کراهة مولیٰ بِالخمر المفقود. اینجا این مسئله پیش می‌آید که اگر صحبت در مفسده و در کراهت است، این مفسده و کراهت به چه تعلق می‌گیرد؟ آیا به موضوع بِما هو موضوعٌ به لحاظ وجود خارجی؟ یا به موضوعِ موجودِ خارجی تعلق می‌گیرد؟ کراهت مولا به چه تعلق می‌گیرد؟ به خمر بِما هو خمرٌ به‌لحاظ وجود خارجی تعلق می‌گیرد یااینکه نه، به خمر موجود در خارج تعلق می‌گیرد؟! آن مفسده و کراهتی که در مقام انشاء هست با کراهت و مفسده‌ای که در مقام ابتلاء هست تفاوت می‌کند؛ یعنی وقتی شما می‌گویید که مفسده به خمر مفقود خارجی تعلق می‌گیرد چرا نمی‌گویید که مفسده به خمر ولو اصلاً در خارج نباشد تعلق می‌گیرد؟! چرا در اینجا فرق می‌گذارید؟! شما که می‌خواهید آن خمر مفقود را متعلق برای مفسده و کراهت قرار بدهید، پس منظور شما از موضوع خارجی موضوعِ موجودِ خارجی است والاّ از اول می‌گفتید که کراهت مولا بر خمر قرار گرفته و لو لم یوجد، نه خمری که وُجِدَ و فُقِدَ نه خمری که وجِدَ و یُضطرُ إلیه؛ خمری که در مقام انشاء متعلق برای کراهت است، آن خمر در عالم انشاء به‌لحاظ وجود خارجی مفسده دارد اما نه خمر مِن حیث هو هو، خمرِ من حیث هو هو که مفسده ندارد بلکه خمر من حیث هو هو ماهیةٌ مِن الماهیات تا این ماهیت لباس وجود نپوشد لا یتعلق به المفسدة و المصلحة بلکه در عالم ماهیت الماهیة مِن حیث هی هی لا لَیس و لا أیس.

  • پس احکامی که بر موضوعات خارجی به‌لحاظ وجود خارجی تعلق گرفته این احکام متعلق برای موضوعشان هستند سواء وجِدَ الموضوع الخارجی أو لا یوجَد اما اینکه مفسده بر یک خمر مفقود تعلق بگیرد دلیل بر این است که ایشان وجود خارجی موضوع را متعلق برای تکلیف می‌دانند، نه ماهیت را به‌لحاظ وجود خارجی؛ یعنی در اینجا خلط شده است و جمع بین متناقضین در اینجا تحقق پیدا کرده است چون از یک طرف گفته‌اند که تحقق موضوع خارجی شرط برای تکلیف نیست، خب این مطلب برای ما قابل قبول است تکلیف به خمر تعلق گرفته است نه به خمر موجود در خارج بلکه به خمر تعلق گرفته بِما هو موجودٌ فی الخارج که هر مصداق خمری که در خارج یوجَد این مصداق برای متعلق تکلیف است.

/ 380