
جلسه ۴۰۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۹
3لذا شارع مطلقاً نمیگوید که ازالۀ نجاست خبثیه موجب بطلان است، میگوید که ازالۀ نجاست خبثیه درصورت علم به آن موجب بطلان صلات است. اگر انسان بعد از صلات متوجه برای نجاست خبثیه شده باشد صلات او صحیح است ولی در مورد حدث، شارع علم مکلف را شرط برای بطلان صلات نمیداند. کسی که محدِث است سواءٌ علم بِالحدَث و صَلّیٰ مُحدِثاً أو لَم یَعلَم بِالحدَث وَ صَلّیٰ مُحدثاً صارَ صَلاته باطلاً. ولی در مورد نجاست خبثیه اینطور نیست و ما خیلی از احکام را داریم که علم در آنجا بهعنوان جزء الموضوع یا بهعنوان شرط الموضوع در متعلَق تکلیف اخذ شده است.
غلط بودن عدم ارتباط علم در تعلق تکلیف مکلفٌ به
مستلزم قضا بودن تکلیف درصورت فعلی شدن آن، نه درصورت تنجّز
بنابراین اولاً اینکه میفرمایند که علم در تعلق تکلیف مکلفٌ به هیچ ارتباطی به تکلیف ندارد، این محل اشکال است. ثانیاً اینکه ایشان از شرایط تکلیف تحقق تکلیف را قدرت مکلف بر آن تکلیف میداند، اینهم محل اشکال است. در بسیاری از موارد مکلف قادر بر مکلفٌ به نیست ولی درعینحال ذمه اشتغال پیدا میکند. وقتی که وقت صلات بیاید در زوال شمس إذا زالت الشمس یصیر الصلاة واجباً سواءٌ عَلِمَ المکلفٌ به أو لا یَعلم سواءٌ یَقدر علی الصلاة أو لا یقدر کسی که نائم است قدرت بر صلات ندارد حالا کسی از اول زوال ظهر تا موقع مغرب ادامه پیدا کرد خب تکلیف تنجز پیدا کرده است ولی فعلیت پیدا نکرده است ـ حتی فعلیت هم پیدا کرده است نهاینکه تنجّز پیدا کند حالا عرض میکنیم که آن مرتبۀ تنجز با فعلیت فرق میکند ـ و اینکه قادر نیست، دلیل بر عدم فعلیت نیست. تکلیف فعلیت پیدا میکند منتها این شخص قادر بر اتیان بر آن نیست یعنی امر مولا بر اتیان به تکلیف إمّا أداءً و إمّا قضاءً به او تعلق گرفته است و این یک مسئلۀ خیلی مهمی است که تکلیف درصورت فعلی بودن مستلزم قضا است نه درصورت تنجّز، تنجّز استلزام قضا را نمیکند.
