
جلسه ۴۰۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 09 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 09 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۷
7تلمیذ: در محدودۀ انشاء میفرمایید که قضایای طبیعیه است؟
استاد: قضایای خارجیه است منتها اختلافی که مرحوم نائینی دارند، ایشان قضایای طبیعیه را با قضایای خارجیه اشتباه کردند و این قضایا را به قضایای طبیعیه حکم کردند یعنی در قضیۀ طبیعیه حکم به ذات بما هی هی رفته است نهاینکه حکم به ذات بما أنّه خارجٌ رفته است، ولی در احکام شرعیه حکم روی ذات بما أنّه فی الخارج رفته ولو إلی یوم القیامة. مثلاً وقتی ما میگوییم که المثلثُ ذاتُ ثَلاثةَ أضلاع یا المربعُ ذاتُ أربعةِ زَوایا، سواءٌ وُجدَ فی الخارج أو لا یوجد فی الخارج أصلاً، له أربعة زوایا. وقتی میگوییم که الخمرُ حرامٌ نمیگوییم که سواءٌ وُجدَ فی الخارج أو لا یوجدُ فی الخارج، لا یوجد فی الخارج که دیگر نداریم.
شارع به عنوان و اعتبار یوجدُ فی الخارج حکم به حرمت خمر کرده است لذا اگر شارع حکم یک موضوعی باشد که اصلاً مِن أصله منتفی شده باشد و اصلاً وقتش گذشته باشد و لا یُمکن إعادة المعدوم، اگر اینطور باشد شارع میتواند این را منهی کند؟! نمیتواند چون امکان ندارد. منبابمثال أکل فلان نبات در فلان کهکشان که چهارصد میلیارد سال نوری [فاصله دارد حرام است]! حالا شارع فرض کنید یک همچنین نبات و یک همچنین حشیش در فلان کره، در فلان کهکشان، در فلان ستاره و سیاره و در فلان نجوم که چهارصد میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد [را حرام کرده است] و اگر آدم بر بال اجنه هم بنشیند نمیتواند به یک همچنین کهکشان و ستارهای برسد تااینکه از حشیش بخورد یا نخورد یا از آن ماء در نهرش بخورد یا نخورد، این عبث میشود یعنی این حکم، حکم لغو است که شارع حکم کند و احکامی را جعل کند که مکلف قابل برای وصول به او نیست و استعداد وصول به او را ندارد، این را قدرت میگویند.
معنای شرط تکلیف بودن قدرت
