
جلسه ۴۰۳
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 01ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۳
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 01ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۳
3مضیّق دایرۀ تکلیف بودن نفس اضطرار
قبلاً جواب این مسئله را دادیم که نفس اضطرار خارج میکند و مضیّق دایرۀ تکلیف است نه امر دیگر، بنابراین شارع استمرار و عدم استمرار را در اضطرار دخالت نداده است، وقتی که اضطرار ولو ساعةً ما به یک امری تعلق بگیرد در همان یک ساعت طرف دیگر علم اجمالی از تحت دایرۀ تکلیف خارج میشود و فرقی بین استمرار و عدم استمرار در اینجا نیست.
این چهار قسمی که مرحوم آقای حکیم ذکر کردند در جایی بود که اضطرار به امر معیّن تعلق بگیرد إمّا مقارن با علم اجمالی و إمّا متأخر از علم اجمالی، إمّا مستمراً و إمّا منقطعاً. اما اگر اضطرار به واحد غیر معیّن تعلق بگیرد، مرحوم آقای حکیم میفرمایند که در اینجا چهار صورت یکی است چون ملاک و مناط برای حکم در همۀ اینها واحد است و آن عدم تعیّن واحد از طرفین یا اطراف علم اجمالی است. وقتی که مسئله نسبت به یک مورد روشن شد نسبت به موارد دیگر مطلب روشن میشود. وقتی که نسبت به مورد اول قضیه مشخص شد طبعاً موارد دیگر هم شامل این خواهد بود و آنجایی است که اضطرار به واحد غیر معیّن تعلق بگیرد و همزمان و مقارن با علم اجمالی باشد.
در اینجا مرحوم آخوند طبق همان مبنای خودشان میفرمایند که چون در اینجا اضطرار به واحدی غیر معیّن تعلق گرفته است و گرچه غیر معیّن است ولی باز اضطرار موجب تضییق دایرۀ تکلیف است.
گرچه در مورد اول اضطرار به واحد معیّن بود و در آنجا شکی نبود و فرمایش مرحوم آخوند که دایرۀ تکلیف مضیّق میشود و یک فرد مضطرٌ إلیه مشخص از دایرۀ تکلیف بیرون میآید و وقتی که بیرون آمد، آن فرد دیگر بدون حکم و بدون عنوان باقی میماند فکیف به اینکه حالا در اینجا هم مسئله به همین کیفیت است، در اینجا اگر واحد غیر معیّن متعلق برای اضطرار شد هرکدام از این دو از تحت دایرۀ تکلیف خارج میشوند. نباید در اینجا اشکال کنیم بر اینکه این واحد، واحد معیّن است، فرق نمیکند؛ واحدی را که مکلف مختاراً آن را تناول میکند آن واحد ابتداءً یَسیر حلالاً و یَخرجُ عَن الحُرمة وقتی که این را اختیار کرد در عین اختیار واحد در طرف دیگر هم برحسب اختیار یَسیرُ حلالاً یعنی آن اختیار مکلف از آنجایی که به واحد غیر معیّن و مردّد تعلق میگیرد هرکدام از طرفین قابلیت برای خروج از تحت تکلیف را دارند چه این اناء و چه اناء دیگر و شبهۀ هرکدام از اینها شبهۀ بدوی میشود و شبهۀ بدویه فرق میکند بااینکه هردو را در یک لحظۀ واحده بخورد، خب آن مشخص است که عصیان است. نه، اینکه اختیار او به این تعلق گرفته است آیا میتواند به فرد دیگر تعلق بگیرد یا نه؟! بله میتواند تعلق بگیرد.
