
جلسه ۴۰۰
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 21 شوال المکرم 1425
جلسه ۴۰۰
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 21 شوال المکرم 1425
جلسه ۴۰۰
3پس هیچ تفاوتی بین فقدان و عدم فقدان نیست و موضوع برای تنجّز علم اجمالی عبارت از وقوع علم است؛ علم در نفس مکلف بهمجرد حصول اجتماع در اینجا حاصل میشود فلهذا اگر یکی از آن دو طرف علم اجمالی عند المکلف بود و طرف دیگر عند المکلف نبود باز وجوب اجتناب از اینطرف حاصل است. منبابمثال مرأتین هستند که أحدهما حرمت مؤبّدیه دارند ولی یکی از اینها در بلد مکلف هست و آن فرد دیگر در بلد دیگر است فرض کنید در کرۀ ماه هست بالاتر از این؟! اصلاً وصول به مکلف مستحیل است پس باید بگوییم که این شبهه، شبهۀ بدوی است بهخاطر اینکه یکی از این طرفین علم اجمالی در دسترس نیست و بعید یا ممتنع الحصول است درحالیکه حکم بر آن طرفین میآید و جهتش هم مشخص است؛ لمّیت مسئله در اینجاست که حکم در باب جعل بر فرد خارجی بِما هو خارجی نرفته است بلکه بر طبیعت مهمله به لحاظ وقوع خارجی رفته است و درصورت اجتماع أحد الأطراف این حکم در اینجا منجّز شده است چون الخمرُ تحقّقَ خارجاً و صرف تلبّس به مبدأ در مورد تعلق حکم ولو حدوثاً لا بقاءً در تعلق علم اجمالی کفایت میکند و تلبّس به مبدأ در اینجا حاصل شده است و وقتی که حاصل شده است حالا آن فرد خارجی، مصداق برای حکم است. بسیار خوب آن ربطی به تعلق حکم ندارد؛ این فرد خارجی مصداق برای اجتناب است و این فرد خارجی هم مصداق برای اجتناب است، یکی از این دو مصداق منتفی شدند خب مصداق دیگر به حال خودش باقی است، این چه ربطی به مسئلۀ اضطرار دارد که در مسئلۀ اضطرار جعل اضطرار به موازی با جعل حکم واقعی است الخمرُ حرامٌ إلاّ إذا کان مضطراً، الزنا حرامٌ إلاّ إذا کان مضطراً یا بعضی از مسائل دیگر حرامٌ إلاّ إذا کان مضطراً بر این اضطرار در عالم جعل همراه و همسو و به میزان علم اجمالی جعل شده است و وقوع اضطرار شرط تنجّز تکلیف را برمیدارد. پس در مانحنفیه اگر مکلف مضطر به أحد معیّن شد یا مضطر به أحد مخیّر شد چون اضطرار در اینجا هست پس حکم تعلق نمیگیرد مِن أوّل الأمر، نهاینکه این خمر حرام است و بهمحض اینکه به این وقت و به این لحظه رسید که اضطرار محقق شد این یکدفعه حلال میشود. ما این مطلب را قبول داریم ولی در مقام جعل مشروط به عدم اضطرار است بر عنوان خود موضوع نه بر فرد معیّن، در مانحنفیه اضطرار به مصداق مبهم تعلق گرفته است نه بر عنوان. فرقش چیست؟! فرض کنید در همین مسائل خارجی، اضطرار بر خمر تعلق میگیرد مثلاً خمر همراه من هست و حکم حرمت الآن شاملش میشود تا وقتی که انسان مضطر به خمر بشود نه مضطر به مایع بِما هو مائع...
