
جلسه ۳۹۸
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16شوال المکرم 1425
جلسه ۳۹۸
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16شوال المکرم 1425
جلسه ۳۹۸
11حالا اگر این إنائین ثلاثة أوانی شد میبینیم یک مقداری ـ مثلاً پنج درصد ـ از آن حدّت و شدّت کم شد. اینطور نیست؟! علم داریم و علم اجمالی به حال خودش باقی است و در علم حرفی نیست ولی در آن انفعال نفسانی نسبت به این علم میبینیم که پنج درصد کم شد، باز در اینجا اجتناب میکنیم. حالا فرض کنید اگر اربعة أوانی شد میبینیم که انفعال نفسانی نسبت به این، مثلاً ده درصد کمتر است حالا اگر خمسة أوانی شد علم به حال خودش باقی است. حالا اگر همینطور زیاد شد تا به ده آنیه رسید همینطور شبهه از محصوره بودن کمکم خارج میشود و دائم بهطرف غیر محصوره پیش میرود.
این را میخواهم خدمتتان عرض کنم که بحث راجع به شبهۀ محصوره یک بحث تکوینی است نه یک بحث تعبّدی! سیرۀ عقلائیه چرا شبهۀ غیر محصوره را اقتحام میکند؟! بهخاطر این نکته، نه بهخاطر عسر و حرج، وقتی که شبهه از محصوره دائماً به غیر محصوره خارج میشود به همان میزان تنجّز و اتقان و اِحکام لوازم علم اجمالی دائماً کم میشود تا به یک جایی که اگر این أوانی دهتا بودند سیرۀ عقلائیه میگوید که یکی را اقتحام کن و بخور، اشکال ندارد. ده آنیه هست! یعنی آن احتمال مصادف شدن با حرام درصورت عشرة أوانی به حدی است که عقلا به این ترتیب اثر نمیدهند. حالا کَیفَ به اینکه بیست یا صد آنیه بشود! صد آنیه در اینجا وجود دارند که یکی از اینها خمر است اصلاً سیرۀ عقلائیه اهمیت نمیدهند. علم اجمالی فرق نکرده است علم، علم است و در علم حرفی نیست علم تبدیل به ظن نشده است اما در ترتّب لوازم و آثار صحبت داریم نه در خود علم.
منبابمثال یکی از این گوسفندهای که الآن در این شهر قم در دکاکین و قصابیها وجود دارد که ﴿لَمۡ يُذۡكَرِ ٱسۡمُ ٱللَهِ عَلَيۡه﴾1 است. مثلاً به ما گفتند که امروز در مسلخ یک گوسفند را بسم الله نگفتند یا عن موتٍ بوده است آیا ما نسبت به این ترتیباثر میدهیم؟! لعلّ اینکه آن قصابی که به آن مراجعه میکنیم همین است چرا ترتیب اثر نمیدهیم؟! چون اصلاً عُقلا توجه نمیکنند! گرچه علم داریم ولی صحبت در علم نیست بلکه صحبت در کیفیت انفعال نفس نسبت به این علم است که نفس نسبت به این علم چه انفعالی دارد؟ لذا در شبهۀ غیر محصوره میگویند که اقتحام کن. چرا؟! چون اصلاً نفس نسبت به این قضیه اصلاً ترتیب اثر نمیدهد. اصلاً عسر و حرج هم لازم نمیآید. حالا من دو روز گوشت نخورم تااینکه این گوسفند تمام بشود بالأخره قصاب پنج روز هم در مغازهاش باشد این گوشت تمام میشود و علم اجمالی ازبین میرود. حالا آدم پنج روز گوشت نخورد عسر و حرج لازم میآید؟!
- . سوره انعام (6) آیه 121. امام شناسى، ج 2، ص 132:
«و از چیزى كه نام خدا بر او برده نشده است [نخورید].»
- . سوره انعام (6) آیه 121. امام شناسى، ج 2، ص 132:
