جلسه ۳۹۵
توضیحات:
برائت 10
جلسه ۳۹۵
3مثلاً در باب معاملات ـ در باب بیع ـ یکی از اقسام فسخ در معاملات خیار عیب است؛ در خیار عیب مشتری یا بایع حق فسخ دارند. حالا این خیار عیب بر چه اساسی است؟! براساس شرط صحت منطوی و شرط صحت ضمنی است. بایع و مشتری تصریح به صحت معامله نمیکند ولی اساس این معامله براساس صحت است. این را شرط ضمنی میگویند!
تعریف شروط ضمن عقد
شروط ضمن عقد این است که اساس عمل متعاملین بر آن اساس مقرر شده است! آن شرط ضمنی میشود. بنابراین اگر فرض کنید شخصی یک جهازی را به کسی بفروشد در شرط ضمنی، صحت خوابیده و لازم نیست که متعاملین تصریح صحت کنند که لو فُرض أنَّهُ معیوبٌ فیحق علیه الفسخ این معنا ندارد چون شرط ضمنی دارد. این اساس بناء عقلائی است و در این مسئله حرفی نیست. آیا بحث مربوط به عدم شرط متأخرِ یعنی عدم لحوق و طروّ اضطرار هم مانند شرط ضمنی صحت در ضمن متعاملین است یااینکه آن مسئله فرق میکند؟! نه، یک همچنین مطلبی نیست که علم اجمالی باید مشروط به عدم طروّ اضطرار باشد. کدام سیرۀ عقلائیه بر این مسئله حکایت میکند؟! کدام حکم عقل بر این حکایت میکند که طروّ اضطرار با این مفهوم خاص ـ نه با مفهوم سعهای که به معنای انتفاء موضوع باشد ـ [موجب عدم تحقق موضوع است]، این بحث کجای حکم عقل است؟!
نقد مبنای ساختگی مرحوم آخوند دربارۀ منطوی بودن شرط متأخر در علم اجمالی
پس اینکه مرحوم آخوند میفرمایند که در علم اجمالی شرط متأخر منطوی و ضمنی است این یک رأی ساختگی خود ایشان است نه بناء عقلاء بر این مسئله است و نه حکم شرع نسبت به این قضیه است که شارع وقتی احکام تنجزیه علم اجمالی را ـ چه در باب احتیاطات و در غیر باب احتیاطات ـ بیان کرده باشد گفته باشد که در ضمن علم اجمالی شرط متأخر بهعنوان عدم طروّ اضطرار نهفته است و در اینجا با طروّ اضطرار موضوع برای علم اجمالی دیگر محقق نمیشود، چه وقت شارع یک همچنین حرفی زده است؟! کجا یک همچنین حرفی زده است؟!

