جلسه ۳۹۴
توضیحات:
برائت 9 ـ 5/4/1425
جلسه ۳۹۴
9تلمیذ: در واقع این اشکالی که بر مرحوم آخوند شد، میخواستند نقصی بر ایشان وارد کنند.
استاد: بله، حالا صحبت ما در اینجا این است که وقتی که علم اجمالی منجزّیت خودش را اثبات میکند، علم اجمالی منجزّیتش به وجود متنجسٌ واحد بین خمسة أوانی است. اصلاً ما میگوییم که قوام علم اجمالی بر عنوان نیست بلکه بر خود ظروف است ولی اینکه بر ظروف تعلق گرفته است بهخاطر یک عنوان تعلق گرفته است نه بهخاطر کاسه، ظرف مس و رصاص و این چیزها بودن، بلکه بهخاطر آن جنبه و عنوان تنجسیت تعلق گرفته است؛ آیا عنوان تنجسیت با حذف یکی از اوانی چه تکویناً و چه تشریعاً و اعتباراً ازبین میرود یا نمیرود؟! باز به حال خودش باقی است.
بنابراین همانطور که مرحوم شیخ میفرماید، وقتی که شما یکی از آنیهها را تناول میکنید در اینجا قطع برای شما حاصل نمیشود که متنجس را خوردید، ممکن است شما طاهر را خورده باشید، بنابراین شک شما همینطور باقی میماند و به حال خودش باقی است اما شک شما یکی از اطرافش کم میشود، این را قبول داریم. در آنجا علم دائر مدار خمسة اوانی بود و حالا دائر مدار اربعة اوانی است ولی باز شک شما به حال خودش باقی است و باز میگویید که لعلّ اینکه متنجس در أربعة أخریٰ باشد.
اینکه میگویند که در أربعة أخریٰ یعنی چه؟ یعنی علم اجمالی شما به شخص این إناء تعلق نگرفته است و بهعنوان تنجس تعلق گرفته است که آن عنوان تنجس مستتر بهعنوان عام بدلی در أحد هذه الأوان الأربعة است. بنابراین مقتضای جمع بین هردو دلیل به این میشود که در حکم تفصیلی یک معیّن یا غیر معیّن را تناول کنیم و به مقتضای علم اجمالی اجتناب از سایرین کنیم، این اشکال اول است.
اشکال دوم بر مرحوم آخوند این است که درصورت شک در بقاء علم اجمالی و عدم علم اجمالی، مقتضا استصحاب اشتغال است. یادتان رفته است؟! وقتی که شما شک در این دارید که آیا این متنجس بوده یا نبوده است، استصحاب اشتغال آن حکم اجتناب است ...، نگویید که در اینجا آن اشتغال باعث بقاء موضوع است ـ ممکن است در اینجا بر او ایراد بگیرند ـ در اینجا مسئلۀ سببیت و مسببیت حاکم است و چون علم اجمالی قائم به موضوع بوده است ممکن است مرحوم آخوند اینطور جواب بدهد که استصحاب اشتغال حکم تکلیفی مترتب بر تحقق موضوع است و الآن در موضوع خدشه وارد شده است و شک در موضوع داریم که آیا این موضوع تنجس در أربعة اوانی باقی هست یا باقی نیست؟! پس باید نقل کلام در تنجس أوانی کنیم و آنجا را [فرض] کنیم، در آنجا هم باز استصحاب بقاء موضوع است. وقتی که شما شک دارید که یک موضوع از حال طبیعی خودش خارج شده یا خارج نشده است، شما چه حکم میکنید؟ باید استصحاب بقاء موضوع کنید تا یقین به رافع برای او پیدا بشود، یقینِ «لا تَنقُض الیقین بالشَّک، و إنّما تَنقُضه بیَقین آخر»1 خب موضوع ما برای علم اجمالی تنجس واحدی از خمسة أوانی بود، حالا یکی از این أوانی از تحت اطراف علم اجمالی خارج میشود و شک میکنیم که آیا تنجس در أربعة أوانی به حال خود باقی است یا باقی نیست؟ استصحاب بقاء تنجس میکنیم ولا یُمکنُ لِأحدٍ أن یُجیبُ هذه!
- . وسائل الشیعة، ج 1، ابواب الوضو، باب 44، ص 473، ح 1.

