جلسه ۳۹۳
توضیحات:
برائت 8
جلسه ۳۹۳
5آنچه که مرحوم شیخ [و] مرحوم آخوند در امروز مطرح میکنند این است که اگر علم تکلیف تفصیلی بر أحد معیّن یا غیر معیّن بعد از حصول علم اجمالی باشد، اگر اینطور باشد مرحوم شیخ میفرماید که دراینصورت علم اجمالی مقدم بوده است و وقتی علم اجمالی مقدم است، علم اجمالی نافذ و منجّز است و حکم تفصیلی یکی از اطراف را خارج میکند و آن استصحاب قبل علم تفصیلی به حال خودش باقی است و علم اجمالی به حال خودش باقی است. این دوتا چه ارتباطی به همدیگر دارند؟!
تلمیذ: درصورتیکه اطراف در اینجا درصورتیکه اصل را بخواهیم جاری کنیم تعارض و تساقط میکنند، علم اجمالی منجّز میشود و این اصالة الطهاره در اینطرف و اصالة الطهاره در آنطرف تعارض پیدا میکنند و بعد ساقط شدن علم اجمالی برای ما منجّز میشود. در اینجا وقتی که برای ما اضطرار بهوجود میآید دیگر ما اصلی نداریم، تعارضی در اینجا نیست پس در واقع علم اجمالی اصلاً منجّز نمیشود.
استاد: منجّز میشود، علم اجمالی به حال خودش باقی است.
تلمیذ: ... تعارض است؟
استاد: تعارض است، الآن اصالة الطهاره در هردوی اینها جاری است هم در این جاری میشود و هم در آن جاری میشود منتها اصالة الطهاره در این با اصالة الطهاره در آن معارض است و بالعکس و وقتی هردو تساقط کردند بنابراین علم اجمالی در اینجا باید منجّزیت خودش را اعمال کند. بَقیَ دلیل آخر، دلیل آخر که تکلیف تفصیلی است از باب اضطرار یکی از اینها را خارج میکند، خب علم اجمالی نسبت به این باقی است چرا نسبت به این زورش نرسد؟!
تلمیذ: خب دیگر آخر این اطراف نشد و یک طرف است.
استاد: الآن اطراف هست، [با] چشمتان ببینید این زرد است و اینهم آبی، این سفید و زرد است و اینهم آبی، این یکی است ما اصلاً به حکم تفصیلی کاری نداریم، الآن این اطراف علم اجمالی هست یا نیست؟

