جلسه ۳۹۱
توضیحات:
برائت 6 ـ 22/3/1425
جلسه ۳۹۱
5کار مردم این است؛ اتفاقاً اکثر تکلیفها همین است، تکلیفی که در بین عُرف متداول است و شارع هم أحدهم است و به دلایلی و به مصالحی ...، چه آن مصالح به اختیار شارع باشد یا غیر اختیار شارع باشد بسیاری از این موارد تکلیف ما مجهول است یعنی مجمل است ـ نهاینکه مجهول است ـ و مردد بین امرین یا بین امور است. خیلی از موارد اتفاق میافتد و در خیلی از موارد میبینیم.
جناب میرزا! در اینجا تکلیف به امر مجمل و مبهم نشده است بلکه تکلیف به یک عنوان شده است و آن عنوان دارای دو مصداق است، مگر آسمان به زمین میآید حالا آن دو مصداق را انجام بدهد؟! مگر زلزله میشود؟! حالا فرض کنید که شخص به سه جهت نماز بخواند، به جهتین بخواند! چون معیّن عندالله است و مجمل عندنا است، چه اشکالی دارد؟! یعنی چه که ما باید فقط به یک طرف نماز بخوانیم و تأخیر بیان از وقت حاجت است؟! تو که بلند میشوی اوقات بیکاریات را به لهو و لعب میگذرانی خب بلند شو به ثلاثة جهات یا به اربعة جهات نماز بخوان! نمیمیری که! پس کجای این تکلیف به معیّن عندالله و مردد عندنا تأخیر بیان از وقت حاجت است؟!
اینکه الآن روی این قضیه داریم پافشاری میکنیم بهخاطر این است که در نتیجه بعداً این مسئله مهم است و این یکی از اصولی است که روی این اصول بنای آن عمل به احتیاط و وجوب به احتیاط در موارد و عدم وجوب به احتیاط فی مواردٍ أُخریٰ را بنا میگذاریم. این جواب به ایشان بود.
بعد مطلبی که در اینجا هست این است که مرحوم آخوند بعد از این قضیه میفرمایند که ما موارد وجوب اتیان به اطراف علم اجمالی را مشروط به فعلیت تکلیف مِن جمیع الجهات دانستیم اما اگر تکلیف مِن جمیع الجهات فعلی نباشد یعنی در مقام بعث و زجر به مرتبۀ تام البعثیة و الزجریه نرسیده باشد دراینصورت مسئله چیست؟ حالا یااینکه مکلف بعضی از اطراف علم اجمالی را نمیتواند اتیان کند یااینکه اضطرار به بعضی از افراد پیدا میکند؛ حالا اضطرار به معیّن یا اضطرار به مردد. فرض کنید إنائین هست أحدهما خمرٌ این مضطر میشود که این إناء خاص را بخورد، اضطرار پیدا میکند مثلاً عطش بر او غلبه کرده یااینکه ناراحتی کلیه دارد باید الآن آب بخورد، اگر نخورد مثلاً سنگ کلیه ایجاد میشود، میگوید که حلالاً طیّبا یا علی! یکی از آن را برمیدارد میخورد. این اضطرار بِأحدهما غیر معیّن است یااینکه فرض کنید که یکی از اینها در دسترس نیست و داخل آن اتاق است و در هم قفل است و این اضطرار بِأحدهما معیّن پیدا میکند.

