جلسه ۳۹۰
توضیحات:
برائت 5 ـ 20/3/1425
جلسه ۳۹۰
5علت موفقیت کشور سوئیس
یکی از افراد میگفت که در همان زمان سابق با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ جایی رفتیم، یک نفر میگفت که من سوئیس بودم یک اشکالی بین من و یک فردی پیدا شد؛ یک دعوا بین من و یک ایرانی، او هم ایرانی بود که در سوئیس بود و میگفت که من در سوئیس تحصیل میکردم و برای اولین بار پای ما به دادگاه و محکمۀ سوئیس در ژنو باز شد. ما را به یک ساختمان که فقط دو طبقه داشت هدایت کردند که تقریباً کل مساحت آن سیصد متر نبود. ما رفتیم و دیدیم که هیچکسی اینجا نیست! در یک اتاق را باز کردیم یکی آنجا نشسته بود. گفت که آقا بفرمایید بگو ببینم چه چیز است. گفت: اول من یک سؤال کنم این ساختمان وزارت دادگستری شما اینجا است؟! گفت که بله! گفتیم که پس چرا هیچکسی نیست؟! گفت که این میز هم که هست برای شما ایرانیها است والاّ کسی اینجا مراجعه نمیکند! درست است و واقعاً هم همینطور است.
میگفت که آنجا وقتی یک نفر سوار قطار و اینها میشود بلیط میدهد و اینها خیلی از اوقات بلیط را نگاه نمیکنند و گاهی از اوقات نگاه میکنند. یک ایرانی سوار میشد و به آنها بلیط نمیداد، یک روز یکمرتبه یک مُفتِّش داخل قطار آمد و بلیط را خواست و او نداشت، هیچچیزی به او نگفت. گفت که اسم شما چیست؟! اسم را گفت. گفت که کجا هستی؟! جایش را گفت و فلان و رفت. میگفت که فردا درِ مغازه را باز کردم و دیدم هیچکسی از من چیزی نمیخرد! مغازۀ فلان داشت. تا شب نشستیم کسی نیامد و فردا و پسفردا هم کسی نیامد! چرا امروز اینطوری شد؟! از همسایه و اینها پرسیدیم، گفتند که مگر تو روزنامه نمیخوانی؟! اسم شما را به روزنامه دادند که ایشان فرد متقلبی است! اگر تا قیامت اینجا بایستی کسی چیزی از تو نمیخرد! گفت که چهکار کنم؟! او گفت که یک کار میتوانی بکنی؛ بروی پیش دولت و اعلام کنی که من نمیدانستم و فلان و این چیزها، من را ببخشید. دولت فقط یک حراج برای شما میزند که خلاصه حراج کنی و از اینجا بروی و در این شهر نمانی! هر کجا میخواهی بروی! خیلی عجیب است و این قضیه اتفاق افتاده است. پیش دولت رفت و گفت که ما توبه کردیم و غلط کردیم. او گفت که ما فقط به شما تا یک هفته مهلت میدهیم که فقط حراج کنی و بعد از یک هفته کسی دیگر نمیآید و باید این کار را انجام بدهی. همین کار انجام شد و مردم از فردا آمدند.

