اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۰

توضیحات:

برائت 5 ـ 20/3/1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۹۰

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • استدلال به روایت برای جواز تناول اطراف علم اجمالی

  • دلیل دیگری را که برای عدم حرمت مخالفت اجمالیه یا به عبارت دیگر عدم وجوب موافقت قطعیه ذکر می‌کنند یکی دو روایت است، زیاد نیست، راجع به اخذ مال مِن عوامل السلطان و از حاکم با قطع به غصبیت و حرمت بعض مُتِملّکاته است؛ شخصی که اینها را می‌گیرد و مقداری از اینها را انفاق می‌کند و با آن اعمال بِرّ انجام می‌دهد و می‌گوید که ﴿إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ﴾،1 حضرت می‌فرمایند که خطیئه موجب رفع خطیئۀ دیگر نیست اما ادای حسنه می‌تواند موجب رفع خطیئات قرار بگیرد و از حضرت سؤال می‌شود که آیا اخذ از این موارد اشکالی دارد؟ حضرت می‌فرماید که اشکالی ندارد.2

  • به این روایت تمسّک می‌کنند راجع به جواز تناول اطراف علم اجمالی تا وقتی که مخالفت قطعیه نسبت به آن موارد برای انسان حاصل نشود.

  • اشکال به استدلال مذکور

  • نسبت به استدلال بر این روایت اعتراض شده است. گرچه در وسائل مرحوم شیخ حرّ ذکر کرده و در باب جواز أخذ مال مِن ید العامل أو مِن سلطان الجائر آورده است3 اما از آنجا که منطبق با قواعد و مبانی در ترک اطراف علم اجمالی در شبهۀ محصوره هست باید اختصار در مورد خودش بشود و از این روایت برای جواز اقتحام در اطراف علم اجمالی مثل إنائین مشتبهین نمی‌شود استفاده کرد.

  • حمل شیح روایت را بر قاعدۀ ید و صحت فعل مسلم

  • مرحوم شیخ در کتاب رسائل ایرادی بر این روایت وارد نمی‌کند بلکه او را حمل بر قاعدۀ ید می‌کند و همین‌طور بر حمل فعل مسلِم بر صحت به مقتضای قاعدۀ ید که آن شخص آخذ این را از مسلِم می‌گیرد گرچه مسلِم خودش فردی از اعوان ظلمه و از عمّال ظلمه باشد ولی بالأخره مسلِم است و صرف اعطاء او که او را اعطاء می‌کند درحالی‌که ید او ید مسلم است این موجب حکم به جواز اقتحام است و جواز تناول است.4

    1. . سوره هود (11) آیه 114. انوار الملكوت، ج ‌1، ص 157:
      «[و به پاى‌ دار نماز را در دو طرف روز و پاسى كه از شب مى‌گذرد] به‌درستى‌كه حسنات، گناهان را ازبین مى‌برند.»
    2. . وسائل الشیعة، ج ۱۱، أبوابُ وُجوبِ الحجِّ و شرائِطِهِ، 52 ـ بابُ وُجوبِ كونِ نفقةِ الحجِّ و العُمرةِ حلالاً واجِباً و ندباً و جوازِ الحجِّ بِجوائِزِ الظّالِمِ و نحوِها مع عدمِ العِلمِ بِتحریمِها بِعینِها، ص ۱46، ح 9:
      «عن أبی أیّوب عن زُرعة قال: سأل أباعبدِاللهِ علیهِ السّلامُ رجُلٌ مِن أهلِ الجِبالِ، عن رجُلٍ أصاب مالاً مِن أعمالِ السُّلطانِ فهو یَصَّدَّقُ مِنهُ و یَصِلُ قَرابَتَهُ أو یَحُجُّ لیُغفَرَ لهُ ما اكتسَبَ و هو یقولُ: ﴿إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ﴾، قال: فقال أبوعبدِاللهِ علیهِ السّلامُ: ”إنّ الخطیئة لا تُكفِّرُ الخطیئة و لكِنّ الحسنة تَحُطُّ الخَطیئة،“ ثُمّ قال أبوعبدِاللهِ علیهِ السّلامُ: ”إنّ كان خلط الحرام حلالاً فاختَلَطا جَمیعاً فلم یَعرِفِ الحرام مِن الحلالِ فلا بأس.»
    3. . همان.
    4. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به فرائد الأصول، ج 2، ص 216.
/ 380