جلسه ۳۸۹
توضیحات:
برائت 4 ـ 15/3/1425
جلسه ۳۸۹
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
صحبت راجع به ادلۀ حلّ و کیفیت جریان آن در اطراف علم اجمالی بود. مطلب به اینجا رسید که بعضی قائل به حرمت مقدمۀ علمیه شدند و این مسئله خالی از اشکال نیست، زیرا مقدمۀ علمیه حرمتش تابع حرمت ذیالمقدمه است و اگر در جایی حرمت ذیالمقدمه مشکوکٌ فیها باشد مقدمۀ علمیه نمیتواند موجب حرمت برای اتیان به اطراف علم اجمالی باشد.
بناءًعلیٰهذا در مانحنفیه که شبهه، شبهۀ محصوره است، تناول اطراف علم اجمالی در شبهۀ محصوره درصورتیکه قواعد حلّ و جواز نبودند، این مشمول آن وجوب میشد یا مشمول حرمت میشد اما درصورت وجود ادلۀ حلّ که «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ» این «بِعینه» دلالت بر جواز اتیان به کلّ فردفرد میکند یعنی هر فردی از اطراف علم اجمالی مجزّا و جداگانه مشمول برای جواز تصرّف و حلیت تناول خواهد بود و اینکه مقدمۀ تفصیله را بعضیها در اینجا مدّنظر قرار دادند و غایت تفصیلی را در اینجا مدّنظر قرار ندادند و گفتند که مقصود علم است سواءٌ کان به علم تفصیلی یا معلوم به علم اجمالی، این با «بِعینه» منافات دارد، اگر لسان روایت و ادله اینطور بود «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ»، خب در اینجا میتوانستیم بگوییم که مشمول موارد علم اجمالی نیست چون در موارد علم اجمالی علم حاصل است ولو که علم، علم تفصیلی نباشد. اما وقتی که میگوید: «حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ» این «بِعَینه» میآید و خصوص مورد را مشخص میکند که خصوص مورد به عینه حرام است یا نه.
منبابمثال مولا یک کاغذ و یک نامه دست شما میدهد و میگوید که آقا این نامه را به دست خود زید بده، شما وقتی که میروید میبینید زید منزل نیست و عیالش منزل هست نمیتوانید نامه را به عیالش بدهید، چرا؟ چون مولا گفته که این نامه را به دست خودش برسان! یک وقت میگوید که برو این نامه را به زید بده خب شما میآیید میبینید زید خانه نیست نامه را به عیالش میدهید، به پسرش میدهید و میگویید که وقتی بابایت آمد این نامه را به او بده ولی یک وقتی مولا تأکید میکند که باید این نامه به خصوص به دست زید برسد، لعلّ اینکه آنها بخواهند نامه را باز کنند یااینکه نامه پاره شده باشد یا به هر جهتی که هست، این در اینجا نمیتواند غیر زید را داخل در حکم بداند.

