اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏. تعارض ادله حل با علم اجمالی

جلسه ۳۸۶

توضیحات:

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏. تعارض ادله حل با علم اجمالی

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۸۶

3
  • به این دلیل است که فقهاء در بین دوراهی گیر کرده‌اند؛ از یک طرف حجیت علم اجمالی را نمی‌توانند کنار بگذارند چون علم اجمالی در اینجا منجّز است، همان‌طوری‌که در بسیاری از موارد داریم، در بسیاری از موارد عنوان علم اجمالی نیست اما در شبهات محصوره که امام علیه‌السّلام می‌فرماید: اُترکهُ یااینکه می‌فرماید: یَحرم الإجتناب یا ادلۀ وقوف که دارد: «فإنَ الوقوف فی الشّبهات خیرٌ من الاقتحام فی الهلکات»1 و «قِف عِند الشُّبهة»2 یا ادلۀ احتیاط، تمام اینها اکثراً در موارد علم اجمالی است نه‌اینکه در موارد شبهات بدویه است. فرض کنید رفتن پیش یک ظالم شبهات بدوی نیست بالأخره انسان می‌داند که رجوع به حکّام ظلم و استمتاع از آن فوائد و منافع آنها مشوب به حلال و حرام است، مختلط حلال و حرام است، خب در اینجا نهی شده است. یا فرض کنید در آنجایی که ثوبین مشتبهین هست و صلاة احتیاطاً در ثوبین یا در ثلاثة اثواب در آنجا (روایت) لحاظ شده است.3 خب اگر ثوب واحد کافی بود در اطراف شبهه محصوره با ادلۀ حلّ و جواز اثبات طهارت می‌شد و بعد صلاة در آن‌هم مجزی بود.

  • اینها در این مسئله و در این مخمصه قرار گرفتند و وقتی که در این مطلب واقع شدند آمدند به‌طورکلی ادلۀ حلّ و سایر ادلۀ برائت را از علم اجمالی خارج کردند و اینها را منحصر به شبهات بدویه کردند یعنی ادلۀ حلّ و برائت انحصار در شبهات بدویه پیدا کرده است و اصلاً در مورد إنائین مشتبهین «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ» نمی‌آید، در مورد ثوبین متنجّسین که أحدهما متنجّس است در آنجا ادلۀ جواز نمی‌آید، «کُلُّ شَیءٍ لک طاهر حَتی تَعلمُ أنّه قَذِر»4 در آنجا نمی‌آید. یااینکه حداقل تا جایی که منجر به اصل مثبت نشود قبول کردند. فرض کنید در مورد ثوبین مقطوع النجاسه در أحدهما، در آن مواردی که سریان حکم مترتّب بر اصل مثبت است رد کردند و در آنجا که مترتّب بر تحقق عنوان است مطلب را به‌نحو دیگر پذیرفتند. من‌باب‌مثال در مورد صلاة داریم که صلاة باید در لباس طاهر باشد. خب وقتی که ما در اینجا بیاییم اصل را در أحد ثوبین جاری کنیم، خب در اینجا حکم به طهارت لباس، اصل مثبت می‌شود. در اینجا صلاة متحقق بر عنوان است، صلاة در اینجا متحقّق بر عنوان طاهر است اما از آن‌طرف وقتی که دست رطوبت داشته باشد مسح یَد مرطوبه را با آن ثوب موجب سریان نجاست نمی‌دانند به‌خاطر اینکه آن علم اجمالی در تیقّن به نجاست أحد ثوبین موجب علم و تحقق نجاست قطعیۀ ظاهریه در أحدهما نیست که وقتی أحد این ثوبین متنجّس یا نجس است این علم اجمالی موجب نجاست أحدهما المعیّن بشود، بنابراین وقتی که دست با أحدِ هذا الثوبین تماس حاصل کرد سریان نجاست به یَد مرطوبه نخواهد شد نمی‌شود. چرا؟ چون اثبات نجاست با علم اجمالی برای أحدهما اصل مثبت است.

    1. . الکافی، ج 1، كِتابُ فَضلِ العِلمِ، بابُ النَّوادِرِ، ص 50، ح 9.
    2. . همان.
    3. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به العروة الوثقیٰ، ج 1، ص 203.
    4. . المقنع، ج 1، ص 15؛ وسائل الشیعة، ج 3، أبواب النجاسات و الأوانی و الجلود، باب 37، ص 467، ح 4؛ جواهر الکلام، ج 1، ص 305، با قدری اختلاف.
/ 380