جلسه ۳۸۴
توضیحات:
برائت
جلسه ۳۸۴
6تلمیذ: خطیب بودند.
استاد: بله خطیب بود ایشان تهران در خیابانهای یوسف آباد مسجد داشت.
تلمیذ: کتاب شناسی وارد بود.
استاد: بله بله.
تلمیذ: آقا سید احمد؟!
استاد: بله آقا سید احمد، ایشان آنجا در مجلس بود و عدهای هم بودند خلاصه با همین دولتیها مثل اینکه یک تعارضهایی داشت، آنطوریکه شنیدم بعد به اصفهان رفت و در همین کتب اهل سنّت مطالعاتی داشت و آن موقع کتابهایش را به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ داده بود، ایشان دو سه کتاب راجع به همین اهل سنت و مطالب اهل سنت و اینها داشت. ایشان باعث شد که مرحوم آقا مدتی در مدرسۀ مروی مطوّل بگویند و بعد دیگر ترک کردند و نرفتند، میگفتند که افراد غریبه هم میآمدند. آن موقع مرحوم آقا به دو سهتا از همین رفقا ـ آقای تقوی، آقا شیخ محمد لواسانی ـ و عدهای از اینها که به مسجد میآمدند مطوّل میگفتند. دیگر ایشان خیلی اصرار کرد و میگفتند که شما بیایید مسجد مروی که مسجد پا بگیرد، جمعیت حفظ بشود، منظورش این بود رونق پیدا کند، یک مدتی هم مرحوم آقا رفتند و دیدند که نه، این مسائل نیست. خلاصه ترک کردند و رفتند. علیٰکلِّحال ما میخواستیم آنجا اظهار لحیه کنیم ولی لحیه نداشتیم لذا همینطور ساکت نشستیم و بعد به مطالب بزرگان گوش دادیم! علیٰکلِّحال حالا که لحیه پیدا کردیم حال برایمان نمانده است!
تلمیذ: کسی گوش نمیدهد!
استاد: البته حالا دیگر کسی گوش نمیدهد. عجب دنیایی است!
واقعاً عجیب دنیایی است. یک روز شخصی بالای منبر گفته بود که مطالبی را که فلانی میگوید، انسان باید به کیفیت لحن صحبت ایشان حتی توجه کند تا مطالب را بفهمد، آنوقت قضایا برمیگردد و مسائل عوض میشود و همین آقا صریحاً میآید میگوید که مطالبی را که ایشان میگوید همهاش دروغ است! اصلاً از کجا به کجا آمد! کمی حالا جا بگذار! نه آن حرفت نه این! علیٰکلِّحال اینها همه برای انسان عبرت و مفید است.

