جلسه ۳۸۴
توضیحات:
برائت
جلسه ۳۸۴
3در این مسئله اختلاف در اینجا پیدا میشود که فاصل و مایز بین مرحوم آخوند و مرحوم شیخ در اضطرار به أحدهمای غیر معیّن است. مثلاً دو اناء که در دو ظرف هست و هر دو اناء هم در یخچال هست و شخص قبل از حصول به علم اجمالی مضطر میشود به اینکه یکی از اینها را بخورد یا نسبت به یکی از اینها کسب طهارت مائیه کند یا أحدهما برای او واجب و لازم است. فرض کنید که ناراحتی کلیه دارد و باید که یا این ماء و یا آن ماء را شرب کند، الآن هم وقتش هست و ضرورت دارد و او مضطر است. یا مقارن با علم اجمالی است که فرقی دراینصورت نمیکند، در اینجا مرحوم شیخ قائل به احتیاط در باقی اطراف هستند. یعنی اگر احدهمای غیر معیّن را شرب کند مقارن با علم اجمالی است. أحدهما را اختیار میکند و به مقتضای اضطرار تناول این أحدهما را دارد. یَجب الإجتناب از باقی اطراف.
دلیلی را که مرحوم شیخ میآورند این است که تکلیف به اجتناب از مصداق محرّم مشتبه بین امور است. خوب دقت کنید! مرحوم شیخ در اینجا نظر خیلی دقیقی را میخواهد ارائه بدهد که من خیال میکنم مرحوم آخوند به این دقت توجه نکرده که مرحوم شیخ در اینجا چه میخواهد بگوید. مرحوم شیخ در اینجا میخواهد بفرماید که تکلیف به احدهای غیر معیّن یا احدهِنّ است و هرکدام از اینها بهعنوان علی البدل متعلق برای تکلیف واقع میشوند.
در صورت اول تکلیف چون به احدهمای معیّن در باب اضطرار تعلق گرفته است اصلاً بهطورکلی یکی از اینها از قضیه خارج میشود، زیرا تکلیفِ منعبثِ از علمِ تفصیلی حاکمِ بر تکلیف منبعث از علم اجمالی است، این آن نکتهای است که مرحوم آخوند میبایست به آن توجه کند. این در عبارت مرحوم شیخ نیست یعنی اگر بخواهیم عبارت مرحوم شیخ را توجیه کنیم باید این مسئله را به این کیفیت توجیه کنیم که علم تفصیلی همیشه بر علم اجمالی حکومت دارد و او را از اساس ازبین میبرد یااینکه تنجّز او را باطل میکند. اگر علم اجمالی بر نجاست أحد الإنائین بود بعد از آن علم تفصیلی بر نجاست أحدهما قائم شد دیگر علم اجمالی ازبین میرود و دیگر وجود ندارد. یااینکه فرض کنید نازل منزلۀ علم تفصیلی است مانند علم تنزیلی مثل شهادت بیّنتین که عند الشارع جنبۀ تنزیلی دارد. چرا؟ زیرا علم تفصیلی بر علم اجمالی تقدّم طبعی دارد و در جایی که تقدّم طبعی باشد نوبت به غیر نمیرسد.

