جلسه ۳۷۸
توضیحات:
اقتضای علم اجمالی و یا علیت آن در اجتناب از اطراف
جلسه ۳۷۸
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
…1
بحث راجع به اقتضای علم اجمالی و یا علیت در اجتناب از اطراف علم اجمالی بود. اشکالاتی بر مرحوم آخوند وارد شد و تمام آن اشکالات بر این مدار دور میزد که مرحوم آخوند بین علیت و اقتضاء قائل به تفکیک شدند. علیت را موجِب یا موجَب انبعاث بعث و یا زجر در نفس نبوی یا وَلَوَی میدانند که دراینصورت فعلیت برای تنجّز تکلیف حاصل میشود اما در مقام اقتضاء بعث و یا زجر معلوم نیست که در نفس رسول و یا امام علیهالسّلام تحقق پیدا کرده باشد. بنابراین اجتناب از اطراف لازم نیست و ادلۀ برائت شامل مانحنفیه خواهند شد.
اما ممکن است ما از طرف مرحوم آخوند در اینجا یک جوابی بدهیم و آن این است که در خصوص موجِب علم اجمالی ما قائل به تفکیک بشویم؛ یک وقت اشتباه در مصداق در اطراف علم اجمالی به مکلف برمیگردد اما از ناحیۀ شارع دلیل خطاب تمام و تامّ است. دراینصورت میتوانیم بگوییم که علم اجمالی علیت تامّه برای تنجّز و برای احتیاط در اطراف پیدا کرده است. یک وقت آن موجِب برای علم، از خود شارع محلّ برای تردید و تشکیک است یعنی دلیل در دلیلیت خودش تامّ نیست. خب مسئله در اینجا با مسئلۀ اولیٰ تفاوت میکند.
تامّیت دلیل از ناحیۀ شارع در إنائین مشتبهین
تردد از ناحیۀ مکلف در إنائین مشتبهین
در قضیۀ إنائین مشتبهین دلیل از ناحیۀ شارع تامّ است؛ اجتنب النجس یا لا تَشرب الخمر علیتش از ناحیۀ شارع تامّ است منتها در مقام عمل از طرف مکلف، این إنائین مشتبه و مردّد است. در اینجا میتوانیم بگوییم که پس به مقتضای تمامیت تکلیف و تمامیت دلیل، وجوب موافقت قطعیه و حرمت مخالفت قطعیه اقتضای عمل به اطراف را میکند؛ هردوی اینها؛ اول حرمت مخالفت قطعیه موجب میشود که اجتناب از أحدهما بشود و وجوب موافقت قطعیه اقتضاء میکند اجتناب از کلیهما بشود. و مسئله همینطور است در مورد قصر و اتمام و یا در باب وجوب صلاة جمعه یا صلاة ظهر که در آنجا از ناحیۀ شارع ممکن است اشکالی نباشد و شارع خودش مسئله را بیان کرده است منتها آن کاتب در کتابت دچار خطا شده است؛ حالا یک «لا» را نیاورده است یا یک «لا» را حذف کرده است مثلاً «یَجب» را «لا یَجب» نوشته است یا «لا یَجب» را «یَجب» نوشته است!
- . تلمیذ: باید قبل از ماه رمضان سال آینده اگر توان اداء روزه را نداشت کفاره بدهد یااینکه باید صبر کند؟ یعنی همین که انسان موفق نشد باید کفارۀ همین روزه را بدهد و اگر موفق شد نباید بدهد؟
استاد: نه دیگر، این بر ذمّهاش میماند.
تلمیذ: کفاره؟
استاد: نه، قضاء بر ذمّهاش هست و این قضاء تا سال آینده ادامه پیدا میکند، اگر بعد از سال آینده که حلول ماه جدید شد نتوانست، آن موقع این مبرم میشود ولی تا آن موقع نه و باید قضاء انجام بدهد.
تلمیذ: پس این کفارههایی که مردم موقع پرداخت فطریه میدهند حکمش چیست؟!
استاد: کفارۀ چه؟
تلمیذ: کفارۀ اینکه امسال روزه نگرفتهاند.
استاد: نگرفته خب باید قضایش را بهجا بیاورد.
تلمیذ: میدانم آن قضائش را که قبول دارم، کفاره را عرض میکنم.
استاد: کفاره ندارد.
تلمیذ: خب مردم عملاً میدهند.
تلمیذ: شاید برای گذشتهشان است. مردم اینطور نیستند پول بدهند!
تلمیذ: مواردی به خود من رجوع کردند سؤال میکنند چقدر باید کفاره بدهیم برای کسی که نتوانست روزۀ سال را بگیرد؟!
استاد: خب شاید عمداً روزهاش باطل شده است دارد کفارۀ آن را میدهد!
تلمیذ: خب آن دیگر شرایط خاص خودش است.
استاد: همان قضاء اگر بهنحو عادی باشد کفاره نمیخواهد. همان ﴿فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾* است و کفاره ندارد.
تلمیذ: مواردی مثل زن حامله که روزه نمیتواند بگیرد یا پیرمرد!
استاد: حالا آن شخص حامله هم همینطور است، شاید بعداً بتواند بگیرد ولی یک وقتی اصلاً بهطورکلی دیگر زمینۀ برای قضاء یا روزه منتفی میشود، مثل شیخ هَرِم، او میتواند بدهد ولی اگر شخص حامل باشد تا سال دیگر مجال دارد و لعلّ اینکه در این مدت بتواند بگیرد. یا فرض کنید کسی که ناراحتی کلیه دارد، این دیگر نباید بهطورکلی روزه بگیرد. او هم میتواند همان بعد از ماه رمضان کفارهاش را بپردازد.
تلمیذ: برای سالهای قبل که سالم بود و مشکلی نداشت هم باید بدهد؟!
استاد: سالهای قبلش مگر روزه نگرفته است؟
تلمیذ: مثلاً مشکل کلیه نداشته است، سفر بود و مسئلهای بوده است.
استاد: خب قضایش را باید بدهد.
تلمیذ: الآن دیگر نمیتواند قضاء بگیرد.
استاد: صحبت در این است که اگر سالم باشد بلافاصله نمیتواند بدهد. باید تا سال بعد صبر کند اما کسی که ناراحتی کلیه دارد این دیگر جزو مرخصین شده است؛ إنَّهُ مِن عباد المُرخَصین! این دیگر باید کفاره بدهد و در اینجا شرط متأخّر ندارد یعنی نفس خود ناتوانی خودش اقتضاء سقط را میکند؛ اقتضاء سقط قضاء را میکند و کفارهاش را باید بدهد.
تلمیذ: شیخِ هرم هم باید بدهد؟
استاد: بله.
تلمیذ: یک بار خدمت شما عرض کردم فرمودید که روزه بر او واجب نیست.
استاد: نه، دوتاست؛ در یکی اصلاً بهطورکلی زمینه ازبین میرود ولی یک وقتی نه به آن حدّ نیست اما توان ندارد. یک وقتی اصلاً بهطورکلی زمینه نیست مثلاً پیر مفلوک است برای او دیگر اصلاً وجوب ندارد.
تلمیذ: موارد مصرف کفاره هم مثل فطریه است؟
استاد: بله.
تلمیذ: هر روز به یک نفر بدهد؟
استاد: نه.
تلمیذ: نان بخرد و یا چیزی، پول هم میشود؟
استاد: بله.
*. سوره بقره (2) آیه 185:
﴿شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡيَصُمۡهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ ٱللَهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ وَلِتُكۡمِلُواْ ٱلۡعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ ٱللَهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾ انوار الملكوت، ج 1، ص 61:
«ماه رمضان، آن ماهى است كه در آن قرآن فرود آمده است، درحالیكه این قرآن براى مردم هدایت است، و در این هدایت دلائل و براهین ساطعه و شواهد روشن و واضح است؛ و آن كتابى است كه فارق بین حقّ و باطل است. (و جدا كننده میان راه سعادت از شقاوت، و نور از ظلمت پس هر كسى دریابد ماه رمضان را باید روزه بدارد و هر كدام از شما كه مریض یا در حال سفر بود باید به تعداد روزههایى كه در ماه رمضان خورده است، قضا كند خداوند پیوسته براى شما آسانى و سهولت در اوامر و تكالیف خود را خواسته است و هیچگاه براى شما سختى و عسرت و در مضیقه افتادن را نخواسته است تا اینكه عدد روزه را تكمیل كرده و خدا را به عظمت یاد كنید كه شما را هدایت فرمود، باشد كه (از این نعمت بزرگ) سپاسگزار شوید.»
- . تلمیذ: باید قبل از ماه رمضان سال آینده اگر توان اداء روزه را نداشت کفاره بدهد یااینکه باید صبر کند؟ یعنی همین که انسان موفق نشد باید کفارۀ همین روزه را بدهد و اگر موفق شد نباید بدهد؟

