جلسه ۳۷۶
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين
جلسه ۳۷۶
4عدم تعلق و ربط بین اطراف در جری ادله
بنابراین در جری ادله، ایجاد تعلق و ربط بین اطراف نیست بلکه در جریان ادله ارتباطِ نفس ادله با موضوع خارجی است بِحیاله و باستقلاله، بسیار خب الآن شما فرض کنید که ادله را در این جاری میکنید، ادله چیست؟! در هر مورد شک، فی کل موردٍ یشک فی طهارته و نجاسته و یحکم بِالطهارة ما لم یُعلَم الخلاف، این یکی از این مورد هست که هم استصحاب جاری میشود هم ادلۀ حجب جاری میشود هم ادلۀ طهارت جاری میشود. در تمام این موارد این موضوع خارجی بِاستقلاله میتواند مورد برای ادلۀ برائت باشد. الآن هم در اینجا این مورد هست. از این مورد که فارغ شدیم سراغ یکی دیگر میرویم، به نفس همین که میخواهیم نسبت به این مورد اجرای ادلۀ برائت بکنیم این در اینجا مخالفت قطعیه لازم میآید، یعنی فی لحظةِ الإجراء الأصول علی طرفٍ آخر این مسئله هست که این در اینجا با آن مسئلۀ علم اجمالی منافات پیدا میکند، چون علم به نجاست أحدهما تعلق گرفته است. نتیجۀ استصحابین چیست؟! طهارة کلیهما! و هذا ینافی العلم! علم میگوید که أحدهما نجسٌ، استصحاب میگوید که کلیهما طاهرٌ! علم میگوید که أحدهما محرمٌ! ادلۀ طهارت و ادلۀ حلّ میگویند که کلیهما محللٌ! خب اینها باهم تعارض دارند.
پس بحث در جریان مخالفت قطعیه اصلاً در اینجا مطرح نیست، بحث در عدم تمامیت اصول در ورودش بر اطراف نیست، همانطوریکه شیخ در وجه ثانی گفتند که نفس خود ادلۀ برائت، تامّ در دلالت نیست حالا چه برسد به اینکه دلالت در اینجا وارد میشود یا نمیشود. نفس تعارض بین صدر و ذیل موجب خروج ادلۀ استصحاب از جری بر موارد و بر موضوعات اطراف علم اجمالی است. نه، صحبت این نیست، ما از تمامیت اجراء ادلۀ فراغ شدهایم، ادلۀ برائت تام الدلاله در اطراف است. إنّما الکلام در اینکه در اجراء ادلۀ برائت در اطراف، پس از اجراء، مشکل پیدا میشود و مشکل نتیجه و ماحصل جریان ادلۀ برائت با آن علم اجمالی است، این اشکال پیدا میشود والاّ نسبت به خود یکی از اینها بهتنهایی اشکال پیدا نمیشود. وقتی که ماحصل و نتیجۀ ادلۀ برائت تنافی با علم بود بحث در بحث تزاحم میرود. وقتی که در بحث تزاحم برود نظیر ادلۀ أکرم العلماء میشود یا أنقذ کلّ غریقٍ میشود إعمل کل عمل خیرٍ میشود «إذا أمَرتُکم بِشَئٍ فَأتوامنهُ ما استَطَعتُم»1 میشود که فرض کنید در اکرام عالم اگر دو عالم بود و ما قدرت بر اکرام کلیهما نداشتیم، اکرام أحدهما واجب است اگر دو غریق فی البحر بود و ما قدرت بر انقاذ کلیهما نداریم خب انقاذ أحدهما واجب است، خب این بحث، بحث تزاحم است. اگر دو عمل بود؛ عمل صالح و عمل واجب بود و ما قدرت بر اتیان به هردو نداشتیم، فرض کنید إمّا زیارةُ بیت الله و إمّا زیارةُ الحسین علیهالسّلام خب أحدهما واجب است. این بحث، بحث تزاحم است، چون خیلیها از علماء سابق فتوا دادهاند بر اینکه هر اربعة سنوات، یک زیارت سید الشهدا واجب است.2 حالا در مورد مکه هم همینطور است و خیلیها فتوا دادهاند که برای شخص مستطیع هر چهار سال یک مرتبه زیارت بیت الله واجب است.3 ظاهراً در روایات هم داریم «لَو تَرَكَ النّاسُ الحَجَّ لَما نوظِروا العَذاب ...» یک همچنین چیزی در روایات هست4 آنوقت از این روایات بعضیها استفادۀ وجوب کردهاند.5
- . تفسیر كنز الدقائق، ج 9، ص 146.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به كامل الزیارات، الباب الثالث و الأربعون: إن زیارة الحسین علیهالسّلام فرض و عهد لازم له و لجمیع الأئمة صلوات الله علیهم على كل مؤمن و مؤمنة، ص 121؛ وسائل الشیعة، ج 14، باب 37 ـ بابُ تَأكُّدِ استِحباب زیارَةِ الحُسَینِ بنِ علیٍّ علیهماالسّلام و وُجوبها كِفایَة، ص 409.
- . وسائل الشیعة، ج 11، کتاب الحج، أبوابُ وُجوبِ الحَجِّ و شرائِطِه، باب 49 ـ بابُ تأكُّدِ استِحبابِ عَودِ الموسِرِ إلَى الحَجِّ فی كُلِّ خَمسِ سِنین بَل أربَعِ سِنین و كراهَةِ تَركِهِ أكثَرَ مِن ذلك، ص 138.
- . وسائل الشیعة، ج 11، كتاب الحج، أبوابُ وُجوب الحَجِّ و شرائِطِه، باب 4 ـ بابُ عَدَمِ جوازِ تَعطیلِ الكَعبَةِ عَنِ الحَج، ص 20.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 11، كتاب الحج، باب ٢ ـ باب أنّه یجب الحجّ على الناس فی كلّ عام وجوباً كفائیاً، ص 18.

