اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏

جلسه ۳۷۳

توضیحات:

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۷۳

9
  • یک وقتی شما این را واقع می‌دانید، واقع عبارت از همان حیثیتی است که به‌واسطۀ جهات عقلانی در خارج احراز می‌شود. اگر این باشد، بله قرعه انسان را به حکم الله می‌رساند. خدا در اینجا می‌فرماید: قرعه! خداوند نمی‌فرماید که من أحدهما معیّن را در اینجا تعیین کردم بلکه خداوند می‌گوید که حکم در اینجا قرعه است. به این ترتیب قرعه انسان را به واقع می‌رساند. یعنی واقع نه در عالم تعیّن أحدهما بلکه در عالم فعل و انجازِ ظاهری، چون در این‌گونه موارد ما اصلاً حکم الله نداریم؛ یعنی حکم مشخص نسبت به أحد طرفین نداریم.

  • حالا در مورد مالی که بین مدعیّن است بالأخره یا فی الواقع مربوط به این است یا مربوط به آن دیگری است. لعلّ اینکه اصلاً در واقع بین هردو مشترک باشد ولی خودشان نمی‌دانند ولی بالأخره برحسب ظاهر یا مال این است و یا مال اوست. اما در موارد قرعه اصلاً نسبت بِأحدهما معنا ندارد که تکلیف وجود داشته باشد، خب دراین‌صورت واقع، همان می‌شود که قرعه به آن اصابت می‌کند؛ همان که قرعه به آن اصابت می‌کند واقع همان است.

  • اصلاً این بیانی که می‌گویند: القرعةُ لکلّ أمرٍ مشکل، وقتی که تنصیف کنند دیگر مشکل نیست. یعنی تشخیص موضوع که آیا این مشکل است یا نه همان‌طوری‌که در تشخیص موضوع، موضوع بر عرف محوّل می‌شود، در حلّ آن موضوع هم بر عرف محوّل می‌شود. یعنی ما نسبت به موضوع، مشکل بودن را از عقل یا عرف بگریم ولی نسبت به حل موضوع سراغ چیز دیگر برویم، این نمی‌شود! اگر اشکالی وجود دارد خب عرف همان اشکال را حل می‌کند، نه‌اینکه حلّش به چیز دیگر باشد.

  • امکان عدم اصابت حتمی قرعه به واقع

  • تلمیذ: پس اصلاً اینجا اثر تکوینی مطرح نمی‌شود.

  • استاد: ما که نمی‌دانیم، کف دستمان را که نخواندیم که ببینیم حج برای این است یا او! به من چه؟! مگر من می‌دانم؟! مگر من گفتم که شما خبر دارید قرعه به واقع می‌رسد؟! جایی گفته شده است؟! لعلّ اینکه قرعه به آن ظالم اصابت کند! چه‌کار می‌توان کرد؟! این‌طور که نیست. خدا یک راهی قرار داده است برای اینکه انسان از این اشکال بیرون بیاید و از این صعوبت بیرون بیاید، قرعه راه برای این است. آیا شما می‌توانید وقتی که قرعه به نام شخصی افتاده منجّزاً بگویید که در عالم تکوین خداوند بر یکی از این دو قصد کرده است و این اثبات هم منطبق بر آن ثبوت است؟! اگر این‌طور باشد خب انسان حکم تنصیف را کنار می‌گذارد، قرعه است. قرعه انسان را به همان که خدا خواسته است می‌رساند! پس اگر این‌طور باشد در مدّعای بین مدعیّن انسان نه بیّنه می‌آورد و نه شاهد و نه یمین، هیچ، بلکه از اول قرعه می‌اندازد و درِ محکمه را هم می‌بندد!

/