جلسه ۳۷۳
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين
جلسه ۳۷۳
10تلمیذ: در اینجاها که مشکل نیست.
استاد: آنجا هم مشکل است. اصلاً چرا شارع بیّنه را گفته است؟! از اول میگفت که قرعه بیندازید!
تلمیذ: در اینجا میشود با بیّنه حل کرد.
استاد: خب همین. احسنت. بنده هم همین را میگویم. قرعه را برای جایی بهکار میبرند که مشکل قابل حل نباشد.
تلمیذ: اگر اسباب ظاهری در قرعه از ما گرفته شود چه؟
استاد: اصلاً نهاینکه سبب ظاهری نیست بلکه نمیشود که باشد یعنی پیغمبر هم بیاید نمیتواند کاری بکند. یک نوبت برای مکه هست، به کدامیک از این دو بدهد؟!
تلمیذ: وقتی سبب ظاهری نبود و قرعه انداخته شد پس معلوم میشود به آن شخص که قرعه افتاده است، حق بود.
استاد: چه کسی گفته است؟! از کجا معلوم میشود؟! از نظر ظاهر آن فردی که قرعه به او افتاد مکه میرود ولی از نظر باطن شاید خدا دلش میخواست دیگری برود و آن دیگری را بیشتر دوست دارد. اگر شما توانستید آن مسئلۀ تطبیق اثبات با ظاهر را ثابت کنید ما حرفی نداریم.
بله! یکی از راههای این امر ممکن است باشد، چنانچه که در بعضی از روایات هم هست که یکی از راههای رسیدن به واقع میباشد.1 اینهم به دلیل اینکه چون روایت گفته است البته حتی اگر روایت هم نمیگفت ما به همین نحو عمل میکردیم! مگر مردم غیر از این کار دیگری میکنند؟! آن آدم ریشتراش کراواتی که پشت میز نشسته است و یک نوبت برای فلان قضیه میافتد مثلاً دو نفر ثبتنام کردهاند تا ماشین بگیرند و یک ماشین وجود دارد، آن فرد پشت میز نشین چهکار میکند؟! میگوید که قرعه بندازید، ماشین را که ارّه نمیکنند بگویند که نصف را تو بردار و نصف را دیگری! اینجا هم زمانی که شارع نبود همینطور عمل میشد.
لزوم تطبیق ذهن و فکر فقیه با مبانی عقلی و عرفی
اینجاست که در تعابیر در موارد مختلف خدمت رفقا میگویم که فقیه باید هرچه بیشتر ذهن و فکر خود را با مبانی عقلی و عرفی تطبیق دهد تا بهتر بتواند به نتیجه برسد.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به من لا یحضره الفقیه، ج ۳، أبوابُ القَضایا و الأحكامِ، بابُ الحُكمِ بِالقُرعَة، ص ۸۹.

