جلسه ۳۶۰
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبیه 4: کیفیة الاحتیاط فی الشبهات الوجوبیة
جلسه ۳۶۰
7وقتی که مولا میگوید: أکرم زیداً یا زیداً العالم یااینکه میگوید: أکرم العالم و این عالم بین این زید و عمرو و خالد مشترک است، در اینجا ما دو تکلیف داریم؛ تکلیف اول به انحلال عقلی به زید مشخص تعلق گرفته است و تکلیف دوم به عمرو و خالد تعلق گرفته است پس نسبت به تکلیف اول مورد ما متیقن است و نسبت به تکلیف ثانی مورد ما مشکوک است. شک در تکلیف دوم برگشت آن به شک در تکلیف است، در اصل تعلق تکلیف به این دو ما شک داریم. شبهه، شبهۀ بدوی میشود و جریان برائت موجب میشود که ما رفع یَد از تعلق تکلیف به آن مورد مشکوک بکنیم. پس مورد تعلق تکلیف به همان زید میماند. بنابراین دیگر در اینجا اشکال پیش نمیآید و تصادم دو اصل و عدم در اینجا مطرح نمیشود.
یک مطلبی در کلام مقررّین بحث مرحوم آخوند در اینجا ماند و آن اینکه یک مورد را داخل در موارد دیگر قرار دادهاند و اینهم یک بحث مهم اصولی است؛ گفتهاند که یکی از مواردی که جای احتیاط در مانحنفیه است آنجایی است که حکم کلی به یک فرد تعلق بگیرد و همینطور به فرد متیقّن و همینطور به فرد دیگر؛ یعنی شک دوران امر بین فرد معلوم و بین فرد دیگری است که از نقطهنظر ملاک، مشکوکُ المدخولیه است در تحت این موضوع برای حکم، فرض کنید مولا گفته است که أکرم العالم، میدانیم که زید عالم است اما نمیدانیم این أکرم العالم شامل عمرو و خالد هم خواهد شد یا نه، یعنی ملاک در اینها هست یا نه؟ خب در اینجا ممکن است شخصی بگوید که بحث در اینجا اصلاً بحث در تمسک به عام در شبهات مصداقیه است؛ اول در تعلق عالم نسبت به اینها شک داریم و نوبت به تکلیف و اینها نمیرسد. بحث در انعقاد موضوع است، بعد بحث در تعلق تکلیف باید داشته باشیم. اما مطلب در اینجا غیر از این است؛ به عمرو و خالد هم عالم اطلاق میشود اما شک ما در این است که مقصود ما از آن عنایتی که مولا نسبت به أکرم العالم دارد، کدام عالم است؟ قطعاً میدانیم زید با توجه به قرائن، داخل در تحت آن نظر مولا هست. عمرو و خالد هم عالم هستند نهاینکه عالم نیستند اما آن زید داخل در تحت نظر مولا هست وقتی که داخل در تحت نظر او شد، نمیدانیم که ملاک برای اکرام، آیا عالم تنهاست یا غیر از عالم هم چیز دیگر هست؟! ما در آن ملاک شک داریم، نهاینکه در خود اتصاف زید با عالم یا عمرو و اینها به عالم، اگر در خود اتصاف شک داشتیم که اصلاً در باب تمسک به عام در شبهات مصداقیه است و از بحث اصلاً خارج میشود. ولی در باب اتصاف به امر دیگر ما در اینجا شک داریم، نمیدانیم که در اینجا غیر از این هست یعنی غیر از این، ملاک دیگری هست یا نه؟ میدانیم که زید هر ملاکی را که باشد واجد است؛ اگر تقوا باشد واجد است، اگر اهل خیر بودن باشد زید واجد است، اگر سایر ارزشهای اخلاقی باشد، واجد است خلاصه زید به هر ملاکی باشد واجد است اما نسبت به عمرو و خالد، نسبت به عالم بودنشان میدانیم داخل در تحت أکرم العالم هستند، اما نسبت به ملاک خاص که نسبت به آن مورد باشد، نمیدانیم. در اینجا چه باید کرد؟! آیا اینهم از باب دوران امر بین تخییر عقلی است؟! یعنی حکم أکرم آمده و به این مورد تعلق گرفته است و قطعاً میدانیم این مورد جزو آن است اما نسبت به آنها شک داریم؟!

