جلسه ۳۵۹
توضیحات:
فوائد ونکتهّای استاد: علوم حوزوی در عصر ظهور
جلسه ۳۵۹
14تلمیذ: میگویند که در آن زمان قرائنی بوده است که الآن برای ما مخفی شده است، چون زمان آنها قریب زمان ائمه علیهمالسّلام بوده و قرائنی موجود بوده یا روایات و قرائنی موجود بوده است که آن قرائن برای ما [مشخص نیست]...
استاد: اولاً در خود زمان ائمه علیهمالسّلام حرف است! یک وقت شما میگویید که قریب به زمان بودند، اولاً صدوق قریب نبوده است و نسبت به ما، صد سال اختلاف داشتند و تا زمان ائمه چنان نزدیک نبودند وانگهی ما بحث را روی خود اصحاب ائمه میآوریم، چرا آن کسانی که صد سال و دویست سال بعد آمدند با همدیگر اختلاف دارند؟! آن یکی [میگوید که] ابیبصیر ما از شما این را شنیدیم و آن یکی میگوید که ما آن را فهمیدیم و آن یکی میگوید که ما چه فهمیدیم! این حرفها نیست. چطور افرادی که در زمان ائمه هستند از این حرفها و از این روایتها میپرسند؟! مگر اینها وارد نبودند؟! چرا دیگر از امام سؤال کردند؟! یااینکه از امام سؤال کردند و امام هم این جواب را دادند ولی اینها یک معنای دیگر فهمیدند! این معنای قرینه است؟!
[مثلاً] محمد بن مسلم از امام بپرسد و حضرت هم به ایشان جوابی بدهند، محمد بن مسلم که دوغفروش نبود برای خودش یک کسی بود، ابن أبیعُمیر برای خودش یک کسی بود، أبیبصیر کسی بود و ابان کسی بود، اینها از امام یک روایت را بپرسند و بر طبق آن، این روایت را برای دیگران هم نقل کنند آنوقت جناب آقای صدوق بر خلاف این فتوا بدهد! این دیگر چه قضیهای است؟! اگر توی ابان از امام صادق این را شنیدی و رأیت بر خلاف است، چرا دیگر این را برای دیگران نقل کردی؟! چرا نقل کردی؟! پس معلوم است که رأی تو همین است که در این روایت است، این دیگر پیچیدن ندارد! این دیگر معمای چین نیست! این دیگر لغت نیست! راوی در زمان امام نشسته و از حضرت سؤال کرده است خب شما غیر از اینکه از روایات مطلب را درمیآورید، دلیل دیگری دارید؟! یعنی غیر از این روایات، شما کافی را کنار بگذار، جناب صدوق غیر از این کافی قرینهای را که ذکر میکنید چیست؟!

