جلسه ۳۵۹
توضیحات:
فوائد ونکتهّای استاد: علوم حوزوی در عصر ظهور
جلسه ۳۵۹
13ما یک وقتی نزد آقا موسی زنجانی زکات میخواندیم ـ خدا حفظشان کند، آدم خوبی است ـ مشکل و مسئلهای که ایشان داشت این بود که این عظمت فقها در فتاوا یک خورده ایشان را تحت تأثیر قرار میداد و ما هم همیشه روی همین قضیه [بحث داشتیم]، ما از همان اول انگار یک چیزمان میشد! آقا ما به یک جا رسیدیم و بحث در این بود: «لَیس فی مالِ الیَتیم زَکاةٌ»1 خب مال یتیم همۀ اموال ـ طلا و نقره ـ را شامل میشود و گاو، گوسفند، شتر و فلان و این حرفها را شامل میشود. آنوقت ایشان «لَیس فی مالِ الیَتیم زَکاةٌ» را چون صدوق و مَن قَبلَه فتوا داده بودند بر اینکه در طلا و نقره نیست اما در شتر و فلان و این حرفها هست یا به عکس2 لذا گفته بودند که این کلام، کلام مشهور است. من گفتم که آقا «لَیس فی مالِ الیَتیم زَکاةٌ» عام است چه در طلا و نقره باشد، چه شتر باشد، چه اغنام باشد و احشام باشد، در همه هست. [میگفتند که] نه ما نمیتوانیم از قول مشهور [تخطی کنیم]!
امام صادق علیهالسّلام میگوید: «لَیس فی مالِ الیَتیم زَکاةٌ»، کلام امام صادق را کنار میگذاریم و صدوق و اینها را [مطرح] میکنی؟! صدوق کیست؟! صدوق، صدوق هم یک عالم است فرض میکنیم که جناب صدوق زنده شدید، بگویید ببینیم که دلیلتان چیست؟! چرا زکات را در شتر و اغنام و اینها قرار نمیدهید؟! چرا این روایت «لَیس فی مالِ الیَتیم زَکاةٌ» را مشمول اینها نمیکنید؟! چرا میگویید؟! چرا؟! هیچ، براساس یک فهم! [میگویند که] آنها یک فهم و درکی از روایات داشتند که دست ما خالی بود و فلان بود! قضیه چطور شد؟! خب او هم این روایت را استدلال کرده است، اگر یک وقت جناب صدوق یک روایت دیگری را استدلال میکرد یا میگفت که با وجود این روایت من یک معنایی را فهمیدم ولی به کسی نمیگویم، میگوییم که خیلی خب شما یک معنایی را فهمیدی و به کسی نمیگویی یا [بگوید که] دلیل من چیز دیگری هست، میگوییم خیلی خب حالا چیست؟ قبول نمیکنیم ولی میگوییم چیست؟! یک وقت جناب صدوق به همین روایت استشهاد میکند و بعد با همین روایت فتوا به خلاف میدهد! خب بیخود کردی! بیخود کردی!
- . الكافی، ج 3، بابُ زَكاةِ مالِ الیَتیم، ص 540.
- . من لا يحضره الفقيه، ج 2، بابُ الأصنافِ الَّتی تَجِبُ عَلَیها الزَّكاةُ، ص 16.

