اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۷

توضیحات:

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۵۷

9
  • شما می‌گویید که متعلَق برای امر مولا متعلَق واحد است ولو فی زمانٍ طویل مثل اینکه امر به وجوب اتیان حج مَرةً واحدة فی کُلّ العمر تعلق گرفته است حالا این عمر می‌خواهد یک سال باشد از پانزده‌سالگی تا شانزده سالگی، فرض کنید که این شخص پانزده‌سالگی بالغ است و حج بر او واجب است و می‌داند که تا یک سال دیگر هم می‌میرد، همین امسال باید برود! سرطان گرفته است و به او گفته‌اند که شما تا یک سال دیگر می‌میری و الآن هم بالغ است و مال هم دارد، واجب است که همین امسال برود! این زمان محدود می‌شود و اگر مخالفت کند یُعدُّ عاصیاً.

  • یک وقت نه، همین متعلق واحد است ولی زمان، زمان طویل است؛ پانزده سالش است و به او می‌گویند که تا نود و پنج‌سالگی عمر داری و در زمان بلوغ هشتاد سال در این دنیا هستی و حیات داری، باز متعلق واحد است و ترکش هم همین‌طور می‌شود؛ نهی از ترک حج إمّا فی زَمنٍ محدود و إمّا فی زَمنٍ وَسیع باز متعلَق، متعلَق واحد است. پس اینکه در زمان واحد و مکان واحد باشد، هیچ‌وقت به‌خاطر زمان بودن تنجز نمی‌آید. باید ببینم متعلق چیست.

  • عدم دخالت زمان و مکان در تعلق نهی

  • اصلاً در تعلق نهی زمان و مکان دخالت ندارد که چون زمان، زمان واحده است پس متعلَق نهی منبعث از مصلحت واحده است و متعلَق نهی منبعث از مفسدۀ واحد است؟! یااینکه نه، زمان متعدد بود پس مصلحت متعدد می‌شود و مفسده هم متعدد می‌شود و به تعداد مصلحت و به تعداد مفسده تعلق طلب و تعلق نهی تعلق می‌گیرد، این‌طور نیست.

  • بنابراین مانع از جریان برائت در موردی که طلب واحد باشد، آن مانع اگر اشتغال است خب اشتغال در مورد طلب متعدد هم هست. وقتی که مولا می‌گوید که لا تَشرب الخَمر در اینجا هم همین‌طور است و در اینجا لا تَشرب الخَمر شامل این مورد می‌شود و شامل آن‌هم می‌شود و شامل این‌هم می‌شود حالا در دو مورد اطاعت کردی و ترک را اتیان کردی، این دلیل نمی‌شود بر اینکه این نهی مولا ساقط بشود، نهی مولا به‌عنوان قضیۀ وجودیه و قضیۀ طبیعیه از باب وجود خارجی نه قضیۀ طبیعت مهمله و قضیۀ ماهویه، به‌عنوان قضیۀ طبیعیه یعنی به‌عنوان قضیۀ وجودیه و قضیۀ خارجیه، آیا نهی مولا به حال خودش باقی است یا نیست؟ یعنی آیا لا تَشرب الخَمر با عدم شرب این دو فرد به قوۀ خودش باقی است یا خیر؟! شما باید در آن مورد بحث کنید نه بحث راجع به اینکه آیا زمان، زمان واحد است یا زمان، زمان متکثر است. شما باید بحث کنید که آیا نهی با اتیان به دو فرد ساقط می‌شود یا ساقط نمی‌شود؟ خب این به طبیعت نهی باز می‌گردد و طبیعت نهی ساقط نمی‌شود و باز در اینجا ذمه مشغول است.

/